سرمایه عنصر حیاتی و مهمی است که هم در تأسیس و ایجاد فعالیت های اقتصادی و هم در بهره برداری از آنها نقش کلیدی دارد. اگر سرمایه در اختیار نباشد هیچگونه فعالیت اقتصادی را نمی توان پایه گذاری کرد. پس از پایه گذاری فعالیت های اقتصادی و آماده کردن آنها برای بهره برداری نیز اگر سرمایه لازم جهت به گردش درآوردن عملیات وجود نداشته باشد آن سرمایه گذاری های اولیه حاصل و نتیجه ای نخواهد داشت. با وجود نقش مهم سرمایه در اقتصاد، نکته اساسی کمیابی سرمایه است. نکته دیگر نگرانی مستمر تأمین کنندگان سرمایه (اعم از کسانی که وام می دهند و کسانی که مالکیت را می پذیرند) در مورد اصل سرمایه و عایدات حاصل از آن است. بنابراین اگر شرکتی بخواهد پاسخگوی شرایط کمیابی سرمایه و نیز پاسخگوی تأمین کنندگان سرمایه باشد. باید (مدیریت مناسبی بر سرمایه) اعمال کند. آن بخش از سرمایه که صرف سرمایه گذاری های تأسیسی می شود پس از تصمیمات اولیه و بنا نهادن تأسیسات و کارخانه ها احتمال برگشت شان بسیار کم است و یا هزینه های سنگینی را برای تغییر و تبدیل تصمیمات باید پذیرفت. لذا محتاج تدابیر و بررسی های دقیق و آینده نگری های هوشمندانه است. پس از فراهم شدن سرمایه گذاری های اساسی و اولیه، بخش دیگری از سرمایه برای پشتیبانی از عملیات شرکت باید استفاده شود(سرمایه در گردش). هرگونه بازدهی روی سرمایه های تأسیسی منوط به بهره برداری از تأسیسات ایجاد شده است و این نیز به نوبه خود مربوط به وجوه نقدینگی (سرمایه در گردش) کافی است. به همین دلایل اقداماتی که شرکت ها برای اداره این بخش از سرمایه انجام می دهند و تحت عنوان مدیریت سرمایه در گردش، شناخته می شود از جایگاه ویژه ای در مدیریت مالی بر خوردار است (طالبی، ۱۳۷۷).

پایان نامه ها

مسائل برنامه ریزی وکنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گرفت و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری در آمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش می کنند. هرگونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات قابل ملاحظه ای روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتاً ثروت سهامداران خواهد شد (یعقوب نژاد و همکاران ،۱۳۸۹).

هدف اصلی از مدیریت سرمایه در گردش، رسیدن به تعادل مطلوب میان اجزای کار مدیریت سرمایه در گردش است.

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

 

۱-۲ بیان مسأله

نقدینگی شریان حیات مالی شرکت است و مدیریت سرمایه در گردش  از ضرورت های بقای شرکت می باشد، در واقع مشکل نقدینگی به اندازه ای مهم است که چنانچه با ضعف مدیریت و برخورد منفعلانه با موضوع نقدینگی همراه شود حیات مالی شرکت یعنی مسأله بقا و و تداوم فعالیت آن را به طور جدی با مخاطره مواجه می کند (محمد زاده و نو فرستی ،۱۳۸۸).

از طرفی بانک ها و سایراعتباردهندگان  نیز برای اعطای تسهیلات به شرکتها، نسبت های نقدینگی آن ها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار می دهند. بنابراین وجود یک مدیریت قوی در زمینه سرمایه در گردش و کنترل میزان نقدینگی شرکت بسیار ضروری به نظر می رسد (نیکومرام و همکاران ،۱۳۸۵ :۱۲).

مدیریت سرمایه در گردش که مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، برای  حداکثر سازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از وظایف مدیران مالی، دارای اهمیت به سزایی می باشد.

به طور کلی، سرمایه در گردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت از قبیل وجه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حسابهای دریافتنی و موجودی های کالا اطلاق می شود و خالص سرمایه در گردش عبارت است از دارایی جاری منهای بدهی جاری( محمدی ، ۱۳۸۸).

میزان دارایی ها و بدهی های جاری باید به طور دائم کنترل شوند تا:

  1. اطمینان حاصل گردد که میزان اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش به سطوح مورد نظر و مطلوب رسیده اند.
  2. مشتریان بالقوه شرکت از دست نروند.
  3. قدرت نقدینگی شرکت حفظ گرددوشرکت ورشکست نشود(پی نوو، ۱۳۸۸،۲:۲۴).

مدیریت سرمایه در گردش از جمله مهم ترین مسایل ساختار مدیریتی است. اهمیت این موضوع به دلیل عوامل زیر بیشتر می شود:

  1. بیشتر شرکتهای ایرانی به دلیل موقعیت تورمی و کاهش قدرت خرید پول، ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این امر موجب می شود که شرکتها در سررسید بدهی ها دچار کمبود نقدینگی شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
  2. از طرفی کمبود سرمایه در گردش در اغلب شرکتهایی که با پریشانی مالی مواجه شده و در نهایت سرنوشت برخی از آنها به ورشکستگی کشیده می شود یکی از دلایل عمده اهمیت سرمایه در گردش است.
  3. سرمایه گذاران به دنبال سرمایه گذاری هایی هستند که بیشترین بازده سهام را داشته باشد و در این موارد سرمایه گذاران باید از وضعیت موجود مطمئن باشند و این اطمینان با مشاوره و برنامه ریزی حاصل می شود تا زوایای تاریک مسیر سرمایه گذاری روشن شود (حسن پور ،۱۳۸۸).

به دلیل نبود برنامه ریزی مناسب برای میزان سرمایه در گردش مورد نیاز ، بیشتر شرکتها دارای مازاد یا کسری سرمایه در گردش هستند. برای یک شرکت میزان بهینه ی سرمایه در گردشی که باید نگهداری کند تا به بیشترین سودآوری برسد، از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر سرمایه در گردش بیش از حد نیاز نگهداری شود؛ آنگاه شرکت بیش از حد در داراییهای جاری سرمایه گذاری کرده است و در نتیجه یک نوع هزینه فرصت از دست رفته به وجود می آید. همچنین اگر شرکت کمتر از مقدار مورد نیاز سرمایه در گردش نگهداری کند، ممکن است قادر به انجام تعهداتش نباشد مدیریت کارای نقدینگی شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی ها و بدهی های جاری به گونه ای است که خطر عدم توانایی برآوردن تعهدات کوتاه مدت را از بین برده و از سرمایه گذاری اضافی در این داراییها جلوگیری به عمل آورد(راماچاندران و جاناکیرامان ، ۲۰۰۹ ).

اسمیت معتقد است مدیریت سرمایه در گردش به خاطر تاثیری که بر روی ریسک و سودآوری شرکت و در نتیجه در ارزش شرکت دارد از اهمیت ویژه ای  برخوردار است. چرا که سرمایه گذاری در سرمایه در گردش مبادله بین سود آوری و ریسک را شامل می شود و تصمیماتی که به افزایش سودآوری گرایش دارد منجر به افزایش ریسک نیز می شود و بر عکس، تصمیماتی که بر روی کاهش ریسک متمرکز است به کاهش سود آوری بالقوه منجر می شود(فتحی و توکلی ،۱۳۸۸).

سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود در سرمایه گذاری را مشخص می کند. تعیین ارزش شرکت از جمله عوامل مهم در فرآیند سرمایه گذاری است.

سوالی که در این تحقیق قصد پاسخ دادن به آن را داریم عبارتست از اینکه آیا بین مدیریت سرمایه درگردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

اهمیت روز افزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکت های بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را به طور انحصاری صرف اداره سرمایه در گردش شرکت می کنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است:

مطالعات نشان می دهند که بیشتر وقت مدیریت مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت می شود،‌ عملیاتی که به سادگی در تحت عنوان، مدیریت سرمایه در گردش، میگنجد. از آنجا که آنقدر وقت صرف تصمیمات مربوط به سرمایه در گردش می شود، مطالعه کامل موضوع در طول دوره های مدیریت مالی صحیح به نظر می رسد.

شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند، مثلاً اگر برای تأمین مالی دارایی های جاری از مبالغ سنگین وام کوتاه مدت استفاده شده است، گرفتن وام های اضافی و تمدید وام هایی که به سررسید می رسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.

سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری، (با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیش بینی شده رخ می دهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از دارایی های جاری، به صورت مستمر (روزانه)، تصمیماتی گرفته شود.

معمولاً دارایی های جاری بیش از نیمی از کل دارایی های یک مؤسسه را تشکیل می دهند. از آنجا که این دارایی ها سرمایه گذاری عمده ای به حساب می آیند، و از آنجا که این سرمایه گذاری ها نسبتاً فرارند، دارایی های جاری ارزش توجه کامل مدیر مالی را دارد. میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده می شود باید مشخص شود. دارایی های جاری حدود ۷۵ درصد کل دارایی های شرکت و بدهی های جاری حدود ۶۰ درصد ساختار سرمایه هستند. این بدان معناست که به عنوان مثال اگر کل دارایی های یک شرکت ۵۰۰ میلیارد ریال باشد، مبلغ ۳۷۵ میلیارد آن ممکن است به صورت دارایی های جاری باشد و بدهی های جاری هم حدود ۳۰۰ میلیارد ریال خواهد شد.

مدیریت سرمایه در گردش به ویژه برای شرکت های کوچک پر اهمیت است. یک مؤسسه کوچک می تواند با اجاره کارخانه و تجهیزات میزان دارایی های ثابت خود را به حداقل برساند، اما راهی برای اجتناب از سرمایه گذاری در صندوق، حساب های دریافتنی و یا موجودی ها ندارد. بنابراین، دارایی های جاری برای مدیر مالی شرکت های کوچک از اهمیت بیشتری برخوردار است. بعلاوه، به علت عدم دسترسی مدیر مالی شرکت های کوچک به بازار های سرمایه و اعتبارات بلند مدت، شرکت باید به طور جدی بر اعتبارات تجاری و وام های کوتاه مدت بانکی تکیه کند. این هر دو بر خاص سرمایه در گردش اثر می کنند.

رابطه بین رشد فروش نیاز به تأمین مالی دارایی های جاری نزدیک و مستقیم است. افزایش فروش باعث ایجاد نیاز های مشابه سرمایه گذاری در موجودی های اضافی و احتمالاً مانده صندوق می گردد. کلیه این احتیاجات باید تأمین مالی شود و چون آنها سریع افزایش می یابند، مدیر مالی باید از تحولات بخش سرمایه در گردش مؤسسه خود را کاملاً آگاه نگهدارد.البته افزایش های مداوم فروش، دارایی های بلند مدت بیشتر نیز لازم دارد که باید تأمین شود.به هر حال سرمایه گذاری در دارایی های ثابت (در عین اهمیتش در مفهوم بلند مدت استراتژیک) معمولاً از همان درجه فوریت که سرمایه گذاری در دارایی های جاری دارا می باشند، برخوردار نیستند.

اگر مدیریت سرمایه درگردش صحیح نباشد، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.

مدیریت سرمایه در گردش نه تنها در پویایی رابطه بین مؤسسه با نهادهای خارجی مؤثر است بلکه بر ارکان و بخش های داخل مؤسسه نیز اثرات با اهمیتی از خود باقی می گذارد. اتخاذ تصمیم در مورد پرداخت وام کوتاه مدت یا بلند مدت به کارکنان یکی از این نوع اقدامات است. به نظر می رسد که یک مدیر مالی خوب آن نیست که تمام سرمایه و امکانات را فقط در ارتباط با خارج از مؤسسه خود بسنجد بلکه به این امر نیز واقف است که رفع نیاز پرسنلی نیازمند به وام های کوتاه مدت و بلند مدت، می تواند در میزان کارایی و بهره وری آنان مؤثر باشد. افزایش کارایی در حفظ تولید و در واحد های صف و ستاد حکایت از انسجام درونی مؤسسه اقتصادی داشته و آمادگی مؤسسه را برای مواجهه با مشکلات بیرونی به طور چشمگیری افزایش می دهد (پیشکاری، ۱۳۷۵).

اهمیت سرمایه در گردش را نیز می توان در نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش که بیانگر حدود تغییراتی که (بر اثر فروش) در حساب های جاری شرکت خود به خود رخ می دهد یافت. این نسبت در صنایع مختلف متفاوت است ولی اکثراً دارای عدد بالایی است که معمولاً این نسبت رقمی کمتر از ۳۰ است. این بدین معناست که برای فروش به ۳۰ ریال سرمایه در گردش نیاز است. از این جاست که اهمیت سرمایه در گردش مشخص می شود و شرکت ها مجبور می شوند آن را تأمین و مدیریت کنند. به طور کلی، اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت دیون و تعهدات خود ناتوان بماند(اردکانیان، ۱۳۸۸).

 

۱-۴ سوال تحقیق

سوال اساسی تحقیق به صورت زیر است:

  • آیا بین مدیریت سرمایه در گردش و معیارهای عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۵ فرضیه‌ های تحقیق

در این تحقیق فرضیه هایی به شرح زیر وجود دارد:

فرضیه اول: بین دوره وصول مطالبات و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین دوره پرداخت بدهی جاری و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: بین چرخه عملیاتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: بین چرخه نقدینگی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ششم: بین دوره وصول مطالبات و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هفتم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم: بین دوره پرداخت حسابهای پرداختنی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه نهم: بین چرخه عملیاتی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دهم: بین چرخه نقدینگی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

 

۱-۶ اهداف اساسی پژوهش

با توجه به جایگاه و اهمیت سرمایه در فرایندهای سازمانی، مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این میان سرمایه در گردش به طور کلی در همه سازمان ها و به خصوص در سازمان های با اندازه های کوچکتر، بخش عظیمی از سرمایه سازمان را به خود اختصاص می دهد، و مدیریت آن بر اساس مکانیزم های مدیریت عناصر زنجیره تامین نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. با توجه به مطالب گفته شده در این تحقیق دو هدف اساسی مد نظر محقق می باشد که عبارتنداز:

  1. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و ارزش بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  2. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سود ناخالص عملیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

در سده های گذشته شرکت های تولیدی، صنعتی مقادیر زیادی کالا به صورت انبوه تولید نموده و سود کلانی از این بابت برده اند. این امر باعث شد مسائل برنامه ریزی و کنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گیرد و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری درآمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش نمایند (یعقوب نژاد، ۱۳۸۹). اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به‌صورت یک رشته تخصصى مدیریت مالى درآید. سطوح واقعى و مطلوب دارائى‌هاى جارى (با توجه به تغییراتى که در فروش واقعى و پیش‌بینى‌شده رخ مى‌دهد) دستخوش تغییرات دائمى است. این وضع باعث مى‌شود که درباره سطح مطلوب یا موردنظر از دارائى‌هاى جاری، به‌صورت مستمر (روزانه) تصمیماتى گرفته شود. شاید با توجه به تغییراتى که در میزان دارائى‌هاى جارى رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتى که قبلاً براى تأمین مالى گرفته‌اند تجدیدنظر نمایند. شیوه مدیریت سرمایه در گردش تاثیر مهمی بر گردش نقدی و عملکرد شرکت دارد. کوتاه کردن چرخه تبدیل نقدی موجب بهبود سود دهی شرکت  می شود زیرا طولانی شدن چرخه تبدیل نقدی مستلزم صرف مبالغ مالی پرهزینه  خارجی است. بنابراین با کاهش مدت زمان درگیری وجوه نقدی با سرمایه در گردش، شرکت می تواند عملکردی مطلوب تر داشته باشد. چرخه تبدیل  نقدی با کاهش مدت زمان تبدیل موجودی از طریق فرآوری و فروش سریع تر کالاها، یا با کاهش مدت زمان جمع آوری حساب های دریافتنی از طریق تسریع عملیات جمع آوری، یا با افزایش مدت زمان سررسید حساب های پرداختنی از طریق کند کردن روند پرداخت به فروشندگان، کوتاهتر خواهد شد.

از سوی دیگر، کوتاه کردن چرخه تبدیل نقدی می تواند به عملکرد شرکت آسیب رسانده و موجب کاهش سود دهی و گردش نقدی شود. هنگامی که اقدام به کاهش مدت زمان تبدیل موجودی می شود، شرکت باید نسبت به اجتناب از کمبود موجودی کاملاً هوشیار باشد زیرا این امر باعث جذب مشتریان از سوی رقبا خواهد شد؛ به هنگام کاهش مدت زمان جمع آوری حساب های دریافتنی باید دقت کند که مشتریان اعتباری خوب خود را از دست ندهد؛ و در صورت افزایش مدت زمان سررسید حساب های پرداختنی نیز مراقب شهرت و اعتبار خود باشد. چرخه تبدیل نقدی نیز شیوه مناسبی برای ارزیابی گردش نقدی شرکت است زیرا در این شیوه زمانی که صرف سرمایه در گردش می شود نیز مشخص می گردد؛ این شیوه در قیاس با روش های سنتی سنجش نقدینگی از جمله نرخ جاری و نرخ سریع که تنها بر ارقام ترازنامه اتکا دارند، بسیار قوی تر و پیچیده تر است. چرخه تبدیل نقدی، بعد زمانی نقدینگی را نیز در نظر می گیرد و توان کلی شرکت در نقدینگی را مورد ارزیابی قرار می دهد.

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه ها

۲-۲ تعاریف عملیاتی

دارایی جاری: یک‌ دارایی‌ زمانی‌ باید به عنوان‌ دارایی‌ جاری‌ طبقه‌بندی‌ شود که : الف‌- انتظار رود طی‌ چرخه‌ عملیاتی‌ معمول‌ واحد تجاری‌ یا ظرف‌ یکسال‌ از تاریخ‌ ترازنامه‌، هر کدام‌ طولانی‌تر است‌، مصرف‌ یا فروخته‌ شود، یا به‌ وجه‌ نقد یا دارایی‌ دیگری‌ که‌ نقد شدن‌ آن‌ قریب‌ به‌ یقین‌ است‌، تبدیل‌ شود، یا ب‌- وجه‌ نقد یا معادل‌ وجه‌ نقدی‌ باشد که‌ استفاده‌ از آن‌ محدود نشده‌ است‌.

بدهی جاری: یک‌ بدهی‌ زمانی‌ باید به عنوان‌ بدهی‌ جاری‌ طبقه‌بندی‌ شود که‌ انتظار رود طی‌ چرخه‌ عملیاتی‌ معمول‌ واحد تجاری‌ یا ظرف‌ یکسال‌ از تاریخ‌ ترازنامه‌، هر کدام‌ طولانی‌تر است‌، تسویه‌ شود.

مطالبات کوتاه مدت: مطالبات کوتاه مدت، ادعا نسبت به دریافت وجوه نقد است که انتظار می رود ظرف مدت یکسال یا یک چرخه عملیات_ هر کدام طولانی تر است_ برآورده شود.

حساب های پرداختنی: حساب های پرداختنی نقطه مقابل حساب های دریافتنی می باشند. حساب های پرداختنی زمانی ایجاد می شوند که شرکتی به صورت نسیه مبادرت به خرید کالا، ملزومات یا خدمات می نمایند.

موجودی‌ مواد و کالا‌: به‌ داراییهایی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌: الف- برای‌ فروش‌ در روال‌ عادی‌ عملیات‌ واحد تجاری‌ نگهداری‌ می‌شود، ب‌- به منظور ساخت‌ محصول‌ یا ارائـه‌ خدمات‌ در فرایند تولید قرار دارد، ج‌- به منظور ساخت‌ محصول‌ یا ارائـه‌ خدمات‌، خریداری‌ شده‌ و نگهداری‌ می‌شود، و د- ماهیت‌ مصرفی‌ دارد و به‌ طور غیرمستقیم‌ در جهت‌ فعالیت‌ واحد تجاری‌ مصرف‌ می‌شود.

بهای‌ تمام‌ شده‌: مبلغ‌ وجه‌ نقد یا معادل‌ نقد پرداختی‌ و یا ارزش‌ منصفانه‌ سایر مابه‌ازاهایی‌ که‌ جهت‌ تحصیل‌ یک‌ دارایی‌ در زمان‌ تحصیل‌ یا ساخت آن واگذار شده‌ است‌ و در صورت مصداق، مبلغی که براساس الزامات خاص سایر استانداردهای حسابداری (مانند مخارج تأمین مالی) به آن دارایی تخصیص یافته است.

 

 

۲-۳ سرمایه در گردش

توسعه فعالیتهای تجاری، توسعه کمی ‌وکیفی «مدیریت مالی» را در پی داشته و به طبع این مدیریت را پیچیده کرده است. تداوم فعالیتهای بنگاه های اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاه مدت آنها بستگی دارد؛ زیرا فعالیتهای عملیاتی در دوره عادی معمولاً سالانه، به سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن بستگی دارد، به‌گونه‌ای که نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در درازمدت فراهم شود. بنابراین «سرمایه در گردش» از اقلام مهم داراییهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمهای مالی، نقش برجسته‌ای دارد.

تعریف واژه سرمایه در گردش در متون حسابداری، داراییهای جاری منهای بدهی های جاری است و نشانگر میزان سرمایه‌گذاری شرکت در وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهای دریافتنی تجاری و موجودی مواد و کالا منهای بدهی های جاری است. برخی نویسندگان، سرمایه در گردش را به‌وسیله مجموع دارایی ها و بدهی های جاری معنی می‌کنند و اختلاف آنها را به‌عنوان سرمایه در گردش خالص بیان می‌کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه در گردش خالص، معرف آن بخش از دارایی های جاری است که بر بدهی های جاری فزونی دارد و از طریق وام گیری درازمدت و حقوق صاحبان سرمایه، پشتیبانی شده است (شباهنگ، ۱۳۸۷).

 

۲-۳-۱ مدیریت سرمایه در گردش

«مدیریت سرمایه در گردش» عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به‌گونه‌ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رود پشتی، ۱۳۸۹). مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به‌گونه‌ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. «سرمایه در گردش» یکی ازمنابع تامین مالی به‌ویژه برای شرکتهای کوچک‌ومتوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای کسب‌وکار، روزانه با تصمیمهای مربوط به «مدیریت سرمایه در گردش» روبه‌رو می‌شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه‌های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه‌های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می‌شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می‌بخشد. با اینکه سرمایه‌گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می‌شود، اما در مقابل سوداوری را نیز کاهش می‌دهد(Lazaridis & Tryfonidis, 2006). از نگرانی های مدیریت، میزان سرمایه‌گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه در گردش است؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب‌شده بین مشتریان و عرضه‌کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سوداوری خود را افزایش دهد. لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاهمدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سوداوری و نقدینگی شرکتها و همچنین ریسک و بازده آن بازی می‌کند.

هدف نهایی هر شرکت، «ایجاد ارزش برای ذینفعان» است و «سودآوری» از مولفه‌های اصلی این هدف است. همچنین، «حفظ نقدینگی» نیز از هدفهای مهم واحدهای تجاری است؛ اما مسئله این است که افزایش در سود شرکت در حالت کلی منجر به افزایش در نقدینگی نمی‌شود و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن است مشکلات جدی به بار آورد. بنابراین باید بین این دو هدف راهبردی تمایز قائل شد و یک هدف نباید فدای هدف دیگر شود. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی‌توانیم برای دوره درازمدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن است با مشکلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه‌رو شویم.

همانطور که در بالا گفته شد متغیر فرصتهای سرمایه‌گذاری نشان دهنده توانایی بالقوه سرمایه‌گذاری های شرکت می‌باشد. رشد سود می‌تواند تأثیر بسزایی در ایجاد فرصتهای سرمایه‌گذاری داشته باشد. سرمایه‌گذاران رشد و افزایش در سود شرکت را علامت خوبی برای بازار سرمایه می‌دانند زیرا نشان  میدهد که شرکت دورنمای آتی خوبی دارد. رشد سود می‌تواند تأثیر مثبتی روی قیمت سهام داشته باشد و به عنوان اخبار خوب و مطلوب درباره فرصتهای سرمایه گذاری آتی شرکت تفسیر شود. به عبارت دیگر افزیش رشد سود شرکت باعث ارزیابی مثبت از سهام شرکت می‌شود و در نتیجه باعث افزایش ارزش شرکت می‌شود.

 

۲-۴-۶-۸ ارزیابی جریانات نقدی و فرصتهای سرمایه‌گذاری

برای هر فرصت سرمایه‌گذاری لازم است اطلاعاتی در مورد جریانات نقدی مورد انتظار آینده به دست آوریم تا بتوانیم تفاوت جریانات نقدی شرکت را (با توجه به قبول یا رد فرصت سرمایه‌گذاری) مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. اما برآورد جریانات نقدی (جریانات نقدی مورد انتظار آینده) یکی از مهمترین و از طرفی مشکل ترین کار در تجزیه و تحلیل فرصتهای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. چون پیش‌بینی دقیق هزینه ها و درآمدهای مربوط به فرصتهای سرمایه‌گذاری بزرگ دشوار است، در نتیجه انحراف از برآوردهای مربوطه نیز می‌تواند تا حدودی قابل قبول باشد. در برآورد و ارزیابی جریانات نقدی کارکنان مالی دارای نقش مهمی هستند. نقش کارکنان امور مالی در فرآیند برآورد و ارزیابی شامل سه مورد می‌گردد:

  1. هماهنگ کردن تلاشهای سایر بخشهای شرکت نظیر بخشهای تولید، مهندسی، خرید و بازاریابی .
  2. اطمینان یافتن از این مطلب که کلیه افرادی که در این برآوردها دخالت دارند، مفروضات اقتصادی را در نظر گرفته‌اند.
  3. بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

    پایان نامه ها

۲-۴-۶-۹ ارزیابی فرصت های سرمایه‌گذاری

پس از برآورد و ارزیابی جریانات نقدی، لازم است به منظور تصمیم‌گیری درباره رد یا قبول فرصتهای سرمایه‌گذاری، آنها مورد ارزیابی قرار گیرند. ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری غالباً توسط کارشناسان و متخصصین مالی صورت می‌گیرد.

افرادی که فرصتهای سرمایه‌گذاری را ارزیابی می‌کنند می‌بایست افرادی صادق و مستقل باشند و دیدگاههای شخصی و فردی خود را در فرآیند ارزیابی دخالت ندهند. شرکتها برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری از معیارها و روشهای مختلف ارزیابی استفاده می‌کنند. بایستی توجه داشت برای ارزیابی یک فرصت سرمایه‌گذاری باید از یک روش ارزیابی صحیح استفاده نمود. یک روش ارزیابی صحیح می‌بایست خصوصیات و ویژگیهای زیر را داشته باشد:

  1. باید همه جریانهای نقدی را برای تعیین سوددهی حقیقی پروژه در نظر داشته باشد.
  2. باید هدف و راهی بدون ابهام را برای تفکیک پروژه‌های خوب از بد ارائه دهد.
  3. باید بر طبق سوددهی حقیقی به دسته بندی پروژه ها کمک کند .
  4. باید این حقیقت را تشخیص دهد که جریانات نقدی خالص بزرگتر، از موارد کوچکتر بهتر است.
  5. باید این حقیقت را تشخیص دهد که جریان نقدی خالص زودتر، بهتر از جریان نقدی خالص دیرتر است.
  6. روش ارزیابی صحیح می‌بایستی بین فرصتهای سرمایه‌گذاری تفاوت قائل شود.
  7. روش ارزیابی صحیح، علاوه بر توجه به سوددهی پروژه‌ها، بایستی به ریسک پروژه‌ها نیز توجه کند.

بطور کلی، روش ارزیابی صحیح باید دست به انتخاب پروژه‌هائی بزند که با سودآوری خوب، ثروت سهامداران شرکت افزایش یابد.

شرکتها در عمل از روشهای ارزیابی مختلفی برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. این روشها را بصورت زیر می‌توان طبقه‌بندی نمود:

الف) روشهای تنزیلی

روش ارزش فعلی خالص

روش نرخ بازده داخلی

روش نرخ بازده داخلی تعدیل شده

روش شاخص سودآوری

ب) روشهای غیرتنزیلی

روش دوره با برگشت سرمایه

روش معکوس دوره برگشت سرمایه

روش نرخ بازده حسابداری

ج) روشهای ترکیبی نظیر دوره برگشت سرمایه تعدیل شده

از لحاظ علمی و تئوریک، روش ارزش فعلی خالص، روش بسیار عالی و منطقی برای ارزیابی فرصتهای سرمایه‌گذاری می‌باشد. این روش فرصتهای سرمایه‌گذاری را بر حسب قدرت سودآوری رتبه‌بندی می‌کند و از میان فرصتهای پیشنهادی، آن فرصتی را انتخاب می‌کند که موجب افزایش ارزش شرکت و ثروت سهامداران گردد (اسماعیل پور،۱۳۸۱).