سرمایه عنصر حیاتی و مهمی است که هم در تأسیس و ایجاد فعالیت های اقتصادی و هم در بهره برداری از آنها نقش کلیدی دارد. اگر سرمایه در اختیار نباشد هیچگونه فعالیت اقتصادی را نمی توان پایه گذاری کرد. پس از پایه گذاری فعالیت های اقتصادی و آماده کردن آنها برای بهره برداری نیز اگر سرمایه لازم جهت به گردش درآوردن عملیات وجود نداشته باشد آن سرمایه گذاری های اولیه حاصل و نتیجه ای نخواهد داشت. با وجود نقش مهم سرمایه در اقتصاد، نکته اساسی کمیابی سرمایه است. نکته دیگر نگرانی مستمر تأمین کنندگان سرمایه (اعم از کسانی که وام می دهند و کسانی که مالکیت را می پذیرند) در مورد اصل سرمایه و عایدات حاصل از آن است. بنابراین اگر شرکتی بخواهد پاسخگوی شرایط کمیابی سرمایه و نیز پاسخگوی تأمین کنندگان سرمایه باشد. باید (مدیریت مناسبی بر سرمایه) اعمال کند. آن بخش از سرمایه که صرف سرمایه گذاری های تأسیسی می شود پس از تصمیمات اولیه و بنا نهادن تأسیسات و کارخانه ها احتمال برگشت شان بسیار کم است و یا هزینه های سنگینی را برای تغییر و تبدیل تصمیمات باید پذیرفت. لذا محتاج تدابیر و بررسی های دقیق و آینده نگری های هوشمندانه است. پس از فراهم شدن سرمایه گذاری های اساسی و اولیه، بخش دیگری از سرمایه برای پشتیبانی از عملیات شرکت باید استفاده شود(سرمایه در گردش). هرگونه بازدهی روی سرمایه های تأسیسی منوط به بهره برداری از تأسیسات ایجاد شده است و این نیز به نوبه خود مربوط به وجوه نقدینگی (سرمایه در گردش) کافی است. به همین دلایل اقداماتی که شرکت ها برای اداره این بخش از سرمایه انجام می دهند و تحت عنوان مدیریت سرمایه در گردش، شناخته می شود از جایگاه ویژه ای در مدیریت مالی بر خوردار است (طالبی، ۱۳۷۷).

پایان نامه ها

مسائل برنامه ریزی وکنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گرفت و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری در آمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش می کنند. هرگونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات قابل ملاحظه ای روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتاً ثروت سهامداران خواهد شد (یعقوب نژاد و همکاران ،۱۳۸۹).

هدف اصلی از مدیریت سرمایه در گردش، رسیدن به تعادل مطلوب میان اجزای کار مدیریت سرمایه در گردش است.

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

 

۱-۲ بیان مسأله

نقدینگی شریان حیات مالی شرکت است و مدیریت سرمایه در گردش  از ضرورت های بقای شرکت می باشد، در واقع مشکل نقدینگی به اندازه ای مهم است که چنانچه با ضعف مدیریت و برخورد منفعلانه با موضوع نقدینگی همراه شود حیات مالی شرکت یعنی مسأله بقا و و تداوم فعالیت آن را به طور جدی با مخاطره مواجه می کند (محمد زاده و نو فرستی ،۱۳۸۸).

از طرفی بانک ها و سایراعتباردهندگان  نیز برای اعطای تسهیلات به شرکتها، نسبت های نقدینگی آن ها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار می دهند. بنابراین وجود یک مدیریت قوی در زمینه سرمایه در گردش و کنترل میزان نقدینگی شرکت بسیار ضروری به نظر می رسد (نیکومرام و همکاران ،۱۳۸۵ :۱۲).

مدیریت سرمایه در گردش که مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، برای  حداکثر سازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از وظایف مدیران مالی، دارای اهمیت به سزایی می باشد.

به طور کلی، سرمایه در گردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت از قبیل وجه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حسابهای دریافتنی و موجودی های کالا اطلاق می شود و خالص سرمایه در گردش عبارت است از دارایی جاری منهای بدهی جاری( محمدی ، ۱۳۸۸).

میزان دارایی ها و بدهی های جاری باید به طور دائم کنترل شوند تا:

  1. اطمینان حاصل گردد که میزان اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش به سطوح مورد نظر و مطلوب رسیده اند.
  2. مشتریان بالقوه شرکت از دست نروند.
  3. قدرت نقدینگی شرکت حفظ گرددوشرکت ورشکست نشود(پی نوو، ۱۳۸۸،۲:۲۴).

مدیریت سرمایه در گردش از جمله مهم ترین مسایل ساختار مدیریتی است. اهمیت این موضوع به دلیل عوامل زیر بیشتر می شود:

  1. بیشتر شرکتهای ایرانی به دلیل موقعیت تورمی و کاهش قدرت خرید پول، ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این امر موجب می شود که شرکتها در سررسید بدهی ها دچار کمبود نقدینگی شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
  2. از طرفی کمبود سرمایه در گردش در اغلب شرکتهایی که با پریشانی مالی مواجه شده و در نهایت سرنوشت برخی از آنها به ورشکستگی کشیده می شود یکی از دلایل عمده اهمیت سرمایه در گردش است.
  3. سرمایه گذاران به دنبال سرمایه گذاری هایی هستند که بیشترین بازده سهام را داشته باشد و در این موارد سرمایه گذاران باید از وضعیت موجود مطمئن باشند و این اطمینان با مشاوره و برنامه ریزی حاصل می شود تا زوایای تاریک مسیر سرمایه گذاری روشن شود (حسن پور ،۱۳۸۸).

به دلیل نبود برنامه ریزی مناسب برای میزان سرمایه در گردش مورد نیاز ، بیشتر شرکتها دارای مازاد یا کسری سرمایه در گردش هستند. برای یک شرکت میزان بهینه ی سرمایه در گردشی که باید نگهداری کند تا به بیشترین سودآوری برسد، از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر سرمایه در گردش بیش از حد نیاز نگهداری شود؛ آنگاه شرکت بیش از حد در داراییهای جاری سرمایه گذاری کرده است و در نتیجه یک نوع هزینه فرصت از دست رفته به وجود می آید. همچنین اگر شرکت کمتر از مقدار مورد نیاز سرمایه در گردش نگهداری کند، ممکن است قادر به انجام تعهداتش نباشد مدیریت کارای نقدینگی شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی ها و بدهی های جاری به گونه ای است که خطر عدم توانایی برآوردن تعهدات کوتاه مدت را از بین برده و از سرمایه گذاری اضافی در این داراییها جلوگیری به عمل آورد(راماچاندران و جاناکیرامان ، ۲۰۰۹ ).

اسمیت معتقد است مدیریت سرمایه در گردش به خاطر تاثیری که بر روی ریسک و سودآوری شرکت و در نتیجه در ارزش شرکت دارد از اهمیت ویژه ای  برخوردار است. چرا که سرمایه گذاری در سرمایه در گردش مبادله بین سود آوری و ریسک را شامل می شود و تصمیماتی که به افزایش سودآوری گرایش دارد منجر به افزایش ریسک نیز می شود و بر عکس، تصمیماتی که بر روی کاهش ریسک متمرکز است به کاهش سود آوری بالقوه منجر می شود(فتحی و توکلی ،۱۳۸۸).

سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود در سرمایه گذاری را مشخص می کند. تعیین ارزش شرکت از جمله عوامل مهم در فرآیند سرمایه گذاری است.

سوالی که در این تحقیق قصد پاسخ دادن به آن را داریم عبارتست از اینکه آیا بین مدیریت سرمایه درگردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

اهمیت روز افزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکت های بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را به طور انحصاری صرف اداره سرمایه در گردش شرکت می کنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است:

مطالعات نشان می دهند که بیشتر وقت مدیریت مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت می شود،‌ عملیاتی که به سادگی در تحت عنوان، مدیریت سرمایه در گردش، میگنجد. از آنجا که آنقدر وقت صرف تصمیمات مربوط به سرمایه در گردش می شود، مطالعه کامل موضوع در طول دوره های مدیریت مالی صحیح به نظر می رسد.

شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند، مثلاً اگر برای تأمین مالی دارایی های جاری از مبالغ سنگین وام کوتاه مدت استفاده شده است، گرفتن وام های اضافی و تمدید وام هایی که به سررسید می رسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.

سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری، (با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیش بینی شده رخ می دهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از دارایی های جاری، به صورت مستمر (روزانه)، تصمیماتی گرفته شود.

معمولاً دارایی های جاری بیش از نیمی از کل دارایی های یک مؤسسه را تشکیل می دهند. از آنجا که این دارایی ها سرمایه گذاری عمده ای به حساب می آیند، و از آنجا که این سرمایه گذاری ها نسبتاً فرارند، دارایی های جاری ارزش توجه کامل مدیر مالی را دارد. میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده می شود باید مشخص شود. دارایی های جاری حدود ۷۵ درصد کل دارایی های شرکت و بدهی های جاری حدود ۶۰ درصد ساختار سرمایه هستند. این بدان معناست که به عنوان مثال اگر کل دارایی های یک شرکت ۵۰۰ میلیارد ریال باشد، مبلغ ۳۷۵ میلیارد آن ممکن است به صورت دارایی های جاری باشد و بدهی های جاری هم حدود ۳۰۰ میلیارد ریال خواهد شد.

مدیریت سرمایه در گردش به ویژه برای شرکت های کوچک پر اهمیت است. یک مؤسسه کوچک می تواند با اجاره کارخانه و تجهیزات میزان دارایی های ثابت خود را به حداقل برساند، اما راهی برای اجتناب از سرمایه گذاری در صندوق، حساب های دریافتنی و یا موجودی ها ندارد. بنابراین، دارایی های جاری برای مدیر مالی شرکت های کوچک از اهمیت بیشتری برخوردار است. بعلاوه، به علت عدم دسترسی مدیر مالی شرکت های کوچک به بازار های سرمایه و اعتبارات بلند مدت، شرکت باید به طور جدی بر اعتبارات تجاری و وام های کوتاه مدت بانکی تکیه کند. این هر دو بر خاص سرمایه در گردش اثر می کنند.

رابطه بین رشد فروش نیاز به تأمین مالی دارایی های جاری نزدیک و مستقیم است. افزایش فروش باعث ایجاد نیاز های مشابه سرمایه گذاری در موجودی های اضافی و احتمالاً مانده صندوق می گردد. کلیه این احتیاجات باید تأمین مالی شود و چون آنها سریع افزایش می یابند، مدیر مالی باید از تحولات بخش سرمایه در گردش مؤسسه خود را کاملاً آگاه نگهدارد.البته افزایش های مداوم فروش، دارایی های بلند مدت بیشتر نیز لازم دارد که باید تأمین شود.به هر حال سرمایه گذاری در دارایی های ثابت (در عین اهمیتش در مفهوم بلند مدت استراتژیک) معمولاً از همان درجه فوریت که سرمایه گذاری در دارایی های جاری دارا می باشند، برخوردار نیستند.

اگر مدیریت سرمایه درگردش صحیح نباشد، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.

مدیریت سرمایه در گردش نه تنها در پویایی رابطه بین مؤسسه با نهادهای خارجی مؤثر است بلکه بر ارکان و بخش های داخل مؤسسه نیز اثرات با اهمیتی از خود باقی می گذارد. اتخاذ تصمیم در مورد پرداخت وام کوتاه مدت یا بلند مدت به کارکنان یکی از این نوع اقدامات است. به نظر می رسد که یک مدیر مالی خوب آن نیست که تمام سرمایه و امکانات را فقط در ارتباط با خارج از مؤسسه خود بسنجد بلکه به این امر نیز واقف است که رفع نیاز پرسنلی نیازمند به وام های کوتاه مدت و بلند مدت، می تواند در میزان کارایی و بهره وری آنان مؤثر باشد. افزایش کارایی در حفظ تولید و در واحد های صف و ستاد حکایت از انسجام درونی مؤسسه اقتصادی داشته و آمادگی مؤسسه را برای مواجهه با مشکلات بیرونی به طور چشمگیری افزایش می دهد (پیشکاری، ۱۳۷۵).

اهمیت سرمایه در گردش را نیز می توان در نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش که بیانگر حدود تغییراتی که (بر اثر فروش) در حساب های جاری شرکت خود به خود رخ می دهد یافت. این نسبت در صنایع مختلف متفاوت است ولی اکثراً دارای عدد بالایی است که معمولاً این نسبت رقمی کمتر از ۳۰ است. این بدین معناست که برای فروش به ۳۰ ریال سرمایه در گردش نیاز است. از این جاست که اهمیت سرمایه در گردش مشخص می شود و شرکت ها مجبور می شوند آن را تأمین و مدیریت کنند. به طور کلی، اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت دیون و تعهدات خود ناتوان بماند(اردکانیان، ۱۳۸۸).

 

۱-۴ سوال تحقیق

سوال اساسی تحقیق به صورت زیر است:

  • آیا بین مدیریت سرمایه در گردش و معیارهای عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۵ فرضیه‌ های تحقیق

در این تحقیق فرضیه هایی به شرح زیر وجود دارد:

فرضیه اول: بین دوره وصول مطالبات و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین دوره پرداخت بدهی جاری و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: بین چرخه عملیاتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: بین چرخه نقدینگی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ششم: بین دوره وصول مطالبات و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هفتم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم: بین دوره پرداخت حسابهای پرداختنی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه نهم: بین چرخه عملیاتی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دهم: بین چرخه نقدینگی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

 

۱-۶ اهداف اساسی پژوهش

با توجه به جایگاه و اهمیت سرمایه در فرایندهای سازمانی، مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این میان سرمایه در گردش به طور کلی در همه سازمان ها و به خصوص در سازمان های با اندازه های کوچکتر، بخش عظیمی از سرمایه سازمان را به خود اختصاص می دهد، و مدیریت آن بر اساس مکانیزم های مدیریت عناصر زنجیره تامین نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. با توجه به مطالب گفته شده در این تحقیق دو هدف اساسی مد نظر محقق می باشد که عبارتنداز:

  1. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و ارزش بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  2. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سود ناخالص عملیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران