پس از گذر از موج صنعتی شدن که اوج رقابت در صنایع بزرگ و توجه به تولید انبوه به حساب می­آمد و ورود به ربع آخر قرن بیستم، معادلات توسعه و پیشرفت دگرگون شد(بافنده­زنده، نوروزی، عالی، ۱۳۸۹). در این دوره و به دلیل تغییرات روزافزون محیطی(حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴؛ کریستین[۱]، ۲۰۰۴)، تحولات سریعی در تکنولوژی، بازار و حتی ساختارهای کسب و کار اتفاق افتاد(کریستین، ۲۰۰۴). در چنین محیطی، شرکت­ها با عدم ­اطمینان، فشار­های رقابتی(حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴)، تقاضاهای رو به­ رشد و متناقض در حجم، کیفیت، قیمت و دیگر ویژگی­ها مواجه شدند(کریستین، ۲۰۰۴).

این مسائل به رکود شرکت­های بزرگ که به عنوان ستون اقتصادی کشورها به حساب می­آمدند، منجر گردید؛ زیرا شیوه­های مدیریتی، ساختار­ سازمانی و فرهنگی­ این شرکت­ها برای محیط­های ثابت با بازارهای متجانس و رو به­ رشد طراحی شده بود و قادر به انطباق خود با تغییرات محیطی نبودند(بارت، ۱۹۹۶). این عدم انطباق با محیط برای این شرکت­ها، چالش­ها و مشکلاتی را بوجود آورد که از جمله آن می­توان به تعدیل نیروی­کار اشاره کرد(موریس، کوراتکو[۲]، ۲۰۰۲). به طوری­که مثلا در بین سال­های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ شرکت­های آمریکایی،  ۳/۲ میلیون نفر  از کارکنان خود را اخراج کردند(بارت، ۱۹۹۶).

این عدم توانایی شرکت­های بزرگ در پاسخگویی سریع به تغییرات محیطی و همچنین ضعف شیوه­های سنتی از قبیل برنامه­ریزی استراتژیک، تحقیقات و پیش­بینی­های بازار در اداره این تغییرات(بارت، ۱۹۹۶؛ سیگلکو، ریوکین، ۲۰۰۵)، توجه به شیوه­های جدید، جهت فائق آمدن بر مشکلات سازمان­ها را ضروری کرد(سیگلکو، ریوکین، ۲۰۰۵). یکی از این شیوه­های جدیدی که امروزه در فعالیت­های صنعتی بسیاری از کشورهای جهان(به خصوص در بخش خصوصی­شان) مورد توجه قرار گرفته­است، بنگاه­های کوچک و متوسط است(اسد سعدی، افتخار، ۲۰۱۱؛ حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴؛ راجا، کومار[۳]، ۲۰۰۸).

پایان نامه بررسی رابطه آمیخته بازاریابی کارآفرینانه و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط 

شرکت­های کوچک و متوسط به دلیل دارا بودن پتانسیل بالقوه برای ایجاد اشتغال و درآمد(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷)، انعطاف­پذیری در برابر تغییرات محیطی(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷؛ بارت، ۱۹۹۶؛ زری باف، شفیع خانی، ۱۳۸۵)، توانایی­های لازم جهت جذب سرمایه­های محدود و پراکنده موجود در جامعه و هدایت آن­ها در فعالیت­های تولیدی و صنعتی(سمیع زاده، چهارسوقی، ۱۳۸۷)، متکی بودن به منابع داخلی، پرورش نیروهای متخصص در جهت رفع مشکلات بیکاری، فقر، عدم توازن منطقه­ای و دستیابی به توسعه صنعتی(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷؛ اسچاچتیبک[۴]، ۲۰۱۱) مورد توجه قرار گرفته­اند؛ به طوری­که امروزه از این شرکت­ها به عنوان ستون فقرات اقتصادی کشورهای توسعه­یافته(افجه، سجادی نائینی، ۱۳۸۹) و مولفه­ای مهم در رشد و توسعه اقتصادی همه کشورها یاد می­شوند(اسچاچتیبک، ۲۰۱۱؛ زری باف، شفیع خانی، ۱۳۸۵؛ سمیع زاده، چهارسوقی، ۱۳۸۷؛ معاونت برنامه­ریزی و امور اقتصادی، ۱۳۸۸).

در حال حاضر نیز، تقریبا ۴۰ درصد از تولیدات صنایع مختلف در این شرکت­ها تولید می­شود(راجا، کومار، ۲۰۰۸). همچنین ۷/۹۹ درصد از کارفرمایان کشورهای آمریکای شمالی در این حوزه  فعالیت می­کنند که ۵۰ درصد از درآمد و ۵۴ درصد از مشاغل بخش خصوصی این کشورها را به خود اختصاص داده­اند(موریس، اسچیندهوت، لافرگ[۵]، ۲۰۰۲) و پیش­بینی می­شود که همچنان به روند رو به ­رشد خود ادامه دهند(اسد سعدی، افتخار، ۲۰۱۱). به همین دلیل، امروزه این شرکت­ها را به عنوان موتورهای محرک توسعه می­شناسند(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷)؛ لذا محققان امروزه بیش از پیش به تحقیق بر روی فعالیت­ها و عملیات­های این بنگاه­ها پرداخته­اند(هیل، مک گوان[۶]، ۱۹۹۹).

در این بخش، نخست ماهیت شرکت­های کوچک و متوسط مورد بررسی قرار گرفته، سپس بکارگیری کارآفرینی در این شرکت­ها بحث شده ­است. در خاتمه به تکنیک­های بازاریابی متناسب با این شرکت­ها  پرداخته می­شود.

[۱]. Christensen

[۲]. Morris & Kuratko

[۳]. Raja & Kumar

[۴] . schachteback

[۵]. Morris, Schindehutte & LaForge

[۶] . Hill & McGowan

پایان نامه ها