موسسه آتیه پرستاران سلامت یک شرکت خدمات پرستاری می باشد که با بیش از چند دهه سابقه توانسته است خدمات پرستاری فراوانی را به خانواده های محترم  نیازمند پرستار، ارائه دهد. همچنین  در کنار خدماتی همچون پرستار سالمند در منزل ، پرستار کودک در منزل ، پرستار بیمار در منزل ، همراه بیمار در بیمارستان ، انجام امور آشپزی در منزل ، انجام امور شخصی در منزل و … توانسته در حوزه اشتغال زایی کمک فراوانی به پرستاران عزیز کشورمان کند. و این یکی از افتخارات این موسسه می باشد که توانسته در حوزه اشتغالزایی عملکردی مثبت و موفقیت آمیز داشته باشد.

شرایط  استخدام مراقب در منزل

  • شرایط سنی بین 25 تا 55 سال
  • سابقه کاری داشته باشد
  • مودب ، باشخصیت ، صبور ، دلسوز
  • وارد به امور منزل و آشپزی
  • شناخت کافی در مورد داروها
  • تحصیل کرده باشد
  • داشتن تعهد کاری
  • داشتن علاقه
  • داشتن مدرک و گذراندن دوره های لازم در حوزه ی پرستاری در منزل ( در صورت نداشتن مدرک می توانید در کلاس های آموزشی موسسه آتیه پرستاران شرکت کرده و مدرک خود را از این موسسه بگیرد)
  • خوش برخورد و پر انرژی
  • عدم اعتیاد به مواد مخدر حتی سیگار
  • نداشتن مشکل جسمی و روحی

مزایای استخدام

امروزه استخدام پرستار در منزل و مراقب  را می توان یکی از پر خواهان ترین مشاغل در بین کسب و کار ها دانست. شغل پرستاری از گذشته های دور تا به حالا  در بین خانواده ها از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.  اما با این تفاوت که در گذشته معمولا اعزای خود خانواده مسئولیت پرستاری در منزل را قبول می کردند ولی امروزه به علت مشغله کاری بیشتر خانواده ها به فکر استخدام مراقب در منزل هستند.

مزایای استخدام مراقب در منزل

  • بیمه
  • پاداش
  • جای خواب
  • بدون گرفتن پورسانت از پرستار
  • امنیت شغلی
  • درآمد بالا

آیا نیاز به پرستار کودک در منزل تهران دارید ؟ آیا شما به دنبال پرستار کودک برای مراقبت از کودک یا نوزاد خود در منزل هستید؟ خدمات پرستاری کودک در منزل شامل چه خدماتی می باشد؟

چرا نیاز به پرستار کودک در منزل داریم ؟

مادران معمولا طاقت ندارند و بسیار سخت است که کودک یا نوزاد خود را به دست فرد دیگربسپارند اما بسیاری از مادران شاغل می باشند و وقتی که سرکار هستند نمی توانند کودک یا نوزاد خود را تنها بگذارند و یا حتی مادرانی هستند که تجربه ی کافی برای مراقبت از نوزاد خود را ندارند و نیاز به یک پرستار با تجربه در کنار خود دارند.

موارد دیگری هم هستند که نیاز به پرستار کودک دارند مانند مادرانی که دوران بارداری را طی می کنند و بهتر است فردی با تجربه ، او را در این دوران یاری کند .

افرادی که از خدمات پرستاری خانگی به صورت شبانه روزی استفاده می کنند شامل:

  • سالمندان تنها
  • سالمندانی که آلزایمری دارند
  • سالمندانی که شبها بی قرار هستند
  • سالمندانی که بیمار هستند نیاز به مراقبت شبانه روزی دارند.
  • بیمارانی که وضعیت جسمی آنها وخیم می باشد نیاز است که شب و روز از آن مراقبت شود .
  • سالمندان یا بیمارانی که پوشک می شوند.
  • بیماران سکته مغزی
  • بیماران سرطانی

ارائه کلیه ی خدمات پرستاری خانگی به صورت شبانه روزی در تهران

خدمات پرستار سالمند در منزل

  • درست کردن و دادن غذا به سالمند
  • استحمام و بردن سالمند به دستشویی
  • عوض کردن پوشک برای سالمندان پوشکی
  • انجام کلیه امور نظافتی سالمند ( شستن لباسهای کثیف ، کوتاه کردن موی سر و ریش و ناخون و … )
  • کمک به سالمند برای بالا و پایین آوردن او از تخت و یا نشاندن رو ویلچر
  • پر کردن اوقات فراغت سالمند مانند کتاب خواندن ، بردن سالمند به گردش و …
  • انجام امور منزل مانند نظافت منزل ، شستن ظرف ها و …
  • خرید برای منزل

خدمات پرستاری خانگی شبانه روزی برای بیماران:

خدمات پرستار بیمار در منزل

  • انجام کلیه ی تزریقات و پانسمان ها برای بیمار
  • شستشویی زخم بستر و تعویض پانسمان آن
  • غذا درست کردن بر اساس رژیم غذایی بیمار
  • دادن داروهای بیمار در زمان های مقرر
  • چک کردن علائم حیاطی بیمار و دادن گزارش به پزشک مربوطه
  • دادن روحیه به بیماربا پر کردن اوقات فراغت مانند کتاب خواندن ، صحبت کردن با بیمار و انتقال انرژی مثبت به او
  • کنترل فشار خون بیمار
  • کنترل ضربان قلب بیمار

پس از گذر از موج صنعتی شدن که اوج رقابت در صنایع بزرگ و توجه به تولید انبوه به حساب می­آمد و ورود به ربع آخر قرن بیستم، معادلات توسعه و پیشرفت دگرگون شد(بافنده­زنده، نوروزی، عالی، ۱۳۸۹). در این دوره و به دلیل تغییرات روزافزون محیطی(حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴؛ کریستین[۱]، ۲۰۰۴)، تحولات سریعی در تکنولوژی، بازار و حتی ساختارهای کسب و کار اتفاق افتاد(کریستین، ۲۰۰۴). در چنین محیطی، شرکت­ها با عدم ­اطمینان، فشار­های رقابتی(حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴)، تقاضاهای رو به­ رشد و متناقض در حجم، کیفیت، قیمت و دیگر ویژگی­ها مواجه شدند(کریستین، ۲۰۰۴).

این مسائل به رکود شرکت­های بزرگ که به عنوان ستون اقتصادی کشورها به حساب می­آمدند، منجر گردید؛ زیرا شیوه­های مدیریتی، ساختار­ سازمانی و فرهنگی­ این شرکت­ها برای محیط­های ثابت با بازارهای متجانس و رو به­ رشد طراحی شده بود و قادر به انطباق خود با تغییرات محیطی نبودند(بارت، ۱۹۹۶). این عدم انطباق با محیط برای این شرکت­ها، چالش­ها و مشکلاتی را بوجود آورد که از جمله آن می­توان به تعدیل نیروی­کار اشاره کرد(موریس، کوراتکو[۲]، ۲۰۰۲). به طوری­که مثلا در بین سال­های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ شرکت­های آمریکایی،  ۳/۲ میلیون نفر  از کارکنان خود را اخراج کردند(بارت، ۱۹۹۶).

این عدم توانایی شرکت­های بزرگ در پاسخگویی سریع به تغییرات محیطی و همچنین ضعف شیوه­های سنتی از قبیل برنامه­ریزی استراتژیک، تحقیقات و پیش­بینی­های بازار در اداره این تغییرات(بارت، ۱۹۹۶؛ سیگلکو، ریوکین، ۲۰۰۵)، توجه به شیوه­های جدید، جهت فائق آمدن بر مشکلات سازمان­ها را ضروری کرد(سیگلکو، ریوکین، ۲۰۰۵). یکی از این شیوه­های جدیدی که امروزه در فعالیت­های صنعتی بسیاری از کشورهای جهان(به خصوص در بخش خصوصی­شان) مورد توجه قرار گرفته­است، بنگاه­های کوچک و متوسط است(اسد سعدی، افتخار، ۲۰۱۱؛ حسنقلی­­پور، آقا­زاده، ۱۳۸۴؛ راجا، کومار[۳]، ۲۰۰۸).

پایان نامه بررسی رابطه آمیخته بازاریابی کارآفرینانه و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط 

شرکت­های کوچک و متوسط به دلیل دارا بودن پتانسیل بالقوه برای ایجاد اشتغال و درآمد(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷)، انعطاف­پذیری در برابر تغییرات محیطی(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷؛ بارت، ۱۹۹۶؛ زری باف، شفیع خانی، ۱۳۸۵)، توانایی­های لازم جهت جذب سرمایه­های محدود و پراکنده موجود در جامعه و هدایت آن­ها در فعالیت­های تولیدی و صنعتی(سمیع زاده، چهارسوقی، ۱۳۸۷)، متکی بودن به منابع داخلی، پرورش نیروهای متخصص در جهت رفع مشکلات بیکاری، فقر، عدم توازن منطقه­ای و دستیابی به توسعه صنعتی(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷؛ اسچاچتیبک[۴]، ۲۰۱۱) مورد توجه قرار گرفته­اند؛ به طوری­که امروزه از این شرکت­ها به عنوان ستون فقرات اقتصادی کشورهای توسعه­یافته(افجه، سجادی نائینی، ۱۳۸۹) و مولفه­ای مهم در رشد و توسعه اقتصادی همه کشورها یاد می­شوند(اسچاچتیبک، ۲۰۱۱؛ زری باف، شفیع خانی، ۱۳۸۵؛ سمیع زاده، چهارسوقی، ۱۳۸۷؛ معاونت برنامه­ریزی و امور اقتصادی، ۱۳۸۸).

در حال حاضر نیز، تقریبا ۴۰ درصد از تولیدات صنایع مختلف در این شرکت­ها تولید می­شود(راجا، کومار، ۲۰۰۸). همچنین ۷/۹۹ درصد از کارفرمایان کشورهای آمریکای شمالی در این حوزه  فعالیت می­کنند که ۵۰ درصد از درآمد و ۵۴ درصد از مشاغل بخش خصوصی این کشورها را به خود اختصاص داده­اند(موریس، اسچیندهوت، لافرگ[۵]، ۲۰۰۲) و پیش­بینی می­شود که همچنان به روند رو به ­رشد خود ادامه دهند(اسد سعدی، افتخار، ۲۰۱۱). به همین دلیل، امروزه این شرکت­ها را به عنوان موتورهای محرک توسعه می­شناسند(احمدی و همکاران، ۱۳۸۷)؛ لذا محققان امروزه بیش از پیش به تحقیق بر روی فعالیت­ها و عملیات­های این بنگاه­ها پرداخته­اند(هیل، مک گوان[۶]، ۱۹۹۹).

در این بخش، نخست ماهیت شرکت­های کوچک و متوسط مورد بررسی قرار گرفته، سپس بکارگیری کارآفرینی در این شرکت­ها بحث شده ­است. در خاتمه به تکنیک­های بازاریابی متناسب با این شرکت­ها  پرداخته می­شود.

[۱]. Christensen

[۲]. Morris & Kuratko

[۳]. Raja & Kumar

[۴] . schachteback

[۵]. Morris, Schindehutte & LaForge

[۶] . Hill & McGowan

پایان نامه ها

 

 

  • نوآوری از پیوند دادن دانش جدید، تجسم یافته در یک ابتکار با عرضه موفقیت آمیز آن به بازار تعریف می­شود(بومول و همکاران، ۲۰۰۷).
  • وینکر و همکاران آن را ایجاد، توسعه و اجرای ایده­ها و رفتارهای جدید تعریف کرده­اند(وینکر و همکاران، ۲۰۰۸).
  • ترکیب منابع جدید از نگاه اسچامپتر به عنوان نوآوری تفسیر(تعبیر) شده است(فررا[۱]، ۲۰۰۲).
  • نوآوری به جستجو و یافتن خلاقانه و راه حل­های نو و غیرمعمول برای حل مسائل و نیازها نیز اطلاق می­شود(آیاندا، ادفامی[۲]، ۲۰۱۲)
  • در نوآوری کم­تر به مفهوم انجام کارها به صورت کارا توجه شده و اغلب انجام کارهای جدید و اثربخش مد نظر می­باشد(حاجی زاده، ۱۳۸۸)
  • نوآوری به عنوان بعضی رفتارهای شرکت از قبیل معرفی محصول جدید، فرایند تولید و سیستم­های سازمانی جدیداطلاق می­شود(ژانگ و همکاران، ۲۰۰۸).
  • پایان نامه بررسی رابطه آمیخته بازاریابی کارآفرینانه و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط 

 

از نوآوری به عنوان بعد مشترک تمامی مدل­های کارآفرینی سازمانی یاد می­شود. این دو مفهوم(کارآفرینی سازمانی و نوآوری) به طور جدانشدنی با یکدیگر گره خورده­اند(وینکرو همکاران، ۲۰۰۸). در واقع کارآفرینان نیازمند به سازماندهی شرکت­شان به شیوه­ای می­باشند که تنوع داخلی کافی را در استراتژی­ها، ساختارها، کارکنان و فرایندها برای تسهیل انواع تکنولوژی فراهم سازد(کرنی و همکاران، ۲۰۰۸). لذا آن­ها با اهرم کردن نوآوری به دنبال ایجاد محصول، فرایند و استراتژی­هایی می­باشند تا نیاز مشتریان را بهتر پاسخ می­دهد(رضوانی، ۱۳۸۵).

از این روی وقتی افراد چه در کسب و کار مستقل خود و چه در سازمان به خلاقیت و نوآوری اقدام می­کنند، بسیار به اقدام کارآفرینانه نزدیک شده­است؛ چراکه شخص کارآفرین کسی است که یک ایده و فرصت را برای خلق و ارائه یک محصول یا یک خدمت به نحوی سودآور شناسایی می­کند و صرف نظر از موانع و مشکلات پیش روی، آن را به سرانجام می­رساند. این امر جز با ذکاوت، هوش، خلاقیت، نوآوری و نگاهی تیزبین، محقق نمی­شود. بدین ترتیب، نوآوری شکل ویژه­ای است که با پرورش آن و وارد کردن برخی ویژگی­ها به کارآفرینی تبدیل می­شود و با پیاده­سازی و اجرای موفقیت آمیز ایده­های خلاق برای ایجاد و ثبات کسب و کار مورد استفاده قرار می­گیرد(ناهید، ۱۳۸۸). در حقیقت، در محیط پویای امروزی هیچ شرکتی نمی­تواند تا ابد با یک رویکرد ثابت از عهده کارهایش برآید و چالش اصلی شرکت­ها، یعنی دستیابی به مزیت­ رقابتی، تنها از طریق نوآوری­های مستمر و متمایز حاصل می­شود(کریستین، ۲۰۰۴).

به عبارت دیگر، امروزه سازمان­ها برای موفقیت، به جای بهترین شیوه و ارائه بهترین محصول، به خلق شیوه­های نو، قواعد جدید و تولید محصولاتی کاملا متفاوت احتیاج دارند. یعنی اگرچه اثربخش بودن فعالیت­ها ضروری است، اما کافی نبوده و به تنهایی تضمینی برای برتری بر رقبا نیست(حاجی زاده، ۱۳۸۸). از این روی، سازمان­ها حدودا از اوایل دهه ۱۹۸۰، به منظور تسریع تغییرات(عبدالملکی و همکاران، ۱۳۸۷) و موفقیت بلندمدتشان در رقابت شدید جهانی(ژانگ و همکاران، ۲۰۰۸) توجه زیادی به خلاقیت، نوآوری(ژانگ و همکاران، ۲۰۰۸؛ عبدالملکی و همکاران، ۱۳۸۷)، انعطاف پذیری، واکنش پذیری و همکاری نشان دادند(ژانگ و همکاران، ۲۰۰۸)؛ زیرا دیگر در این دوره شرکت هایی که به نوآوری توجه نمی کنند، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت.

این مساله تا آن­جا مورد اهمیت قرار گرفته که حتی امروزه بعضی از شرکت ها که در زمینه ایجاد نوآوری موفق نیستند اما از نظر مالی موفقیت داشته­اند، اغلب تلاش می­کنند تا شرکت های نوآورانه­ی دیگر را صاحب شوند و بدین طریق از رشد خود اطمینان حاصل کنند(مقیمی، ۱۳۸۷).

اما تجربه دنیای امروز نشان داد که نوآوری­های مهم و پیشرفت­های تکنولوژیکی در سازمان­ها و شرکت­های بزرگ اتفاق نخواهد افتاد(بافنده زنده و همکاران، ۱۳۸۹) به عبارت دیگر، نوآوری در شرکت­های کوچک و کارآفرین محور، جسورانه­تر از نوآوری­های شرکت­های بزرگ است(بومول و همکاران، ۲۰۰۷) به طوری که نرخ نوآوری در شرکت­های کوچک بر اساس هر کارمند ۵۰% بیشتر از شرکت­های بزرگ عنوان شده است(بارت، ۱۹۹۶).  اما این که چرا این نوآوری­های بزرگ توسط این شرکت­ها انجام می­شود را می­توان یا در پاداش­های روحی- روانی که این کار نصیب کارآفرین می­کند، یافت(بومول و همکاران، ۲۰۰۷) و یا در میزان مشارکت کارکنان این شرکت­ها دانست. زیرا نوآوری در شرکت­های بزرگ تنها به عهده یک گروه(تحقیق و توسعه) اتفاق می­افتد، درحالی­که در سازمان­های کارآفرین محور، به عهده همه کارکنان است(حاجی زاده، ۱۳۸۸؛ وینکرو همکاران، ۲۰۰۸). بنابراین شرکت­های کوچک و متوسط به عنوان سردمداران نوآوری به حساب می­آیند.

به طور کلی مقوله نوآوری در تکنولوژی، فرایند محصول، سیستم­های اداری و کارکنان خلاصه می­شود(الوانی، ۱۳۸۴؛ زهرا و همکاران، ۲۰۰۹؛ حاجی زاده، ۱۳۸۸).

اما تاکید نوآوری در ابتدا، هم از نقطه نظر اقتصادی و هم کارآفرینی سازمانی در شرکت­های کوچک و متوسط، به علت داشتن بازارهای کوچک و همچنین اهمیت سرعت تغییرات بر روی NPD(توسعه محصول جدید) متمرکز بوده است(بارت، ۱۹۹۶، لی، لیو، ژاو[۳]، ۲۰۰۶). لذا محققان تکنولوژی را جوهره اصلی بعد نوآوری عنوان می­کنند؛ زیرا از طریق توسعه یا خرید تکنولوژی­های جدید است که می توان محصول یا خدمات جدید را توسعه پیدا داد(وینکر و همکاران، ۲۰۰۸).

این در حالی است که امروزه نوآوری­ها بر روی بازار تمرکز دارد(بارت، ۱۹۹۶) و نوآوری در فرایندها و سیستم­های اداری به نوآوری­های محصول ترجیح داده می­شوند(دس و همکاران، ۲۰۰۳).

محققان نوآوری ها را از لحاظ منشا به دو دسته تقسیم بندی می کنند؛

  • نوآوری پیوسته؛ که از استانداردهای موجود در بازار پیروی می­کند و می­تواند یکی از چالش­های مهم بازار کنونی که ایجاد ارتباط بین فناوری­های جدید و بازار موجود است را پوشش دهد. این نوع نوآوری، نگرشی تصاعدی است که در قالب زیربناهای موجود ارائه می­شود. این نوآوری­ها از طریق اطلاعات موجود در بازار نشات گرفته و با استانداردهای بازار مغایرتی ندارند. در واقع نوآوری پیوسته، بهبود مستمر در محصولات موجود در بازار با نگرشی هم­گرا است و می­تواند نیازهایی آشکار مشتریان را در آینده با استفاده از ساختار صنعتی و رقابتی موجود تامین کند(مرتضایی، ۱۳۸۷).
  • پایان نامه ها

  • نوآوری ناپیوسته؛ که ساختارشکن است، از استانداردهای بازار پیروی نمی­کند و با تفکرات واگرا باعث می­شود اتومبیلی که در جاده است از جاده کنده و در دریا شناور شود. نوآوری ناپیوسته با میزان دانایی و خردورزی افراد و شرکت­های حرفه­ای در ارتباط است(مرتضایی، ۱۳۸۷). در واقع این همان ساختارشکنی و خروج از استانداردهای موجود در بازار است(البته خروج از استاندارد موجود به معنای نبود استاندارد نیست بلکه ورود به استانداردهای جدید است)(مرتضایی، ۱۳۸۷).

[۱] . Ferreira

[۲] . Ayanda & Adefemi

[۳] . Li, Liu & Zhao

نوآوری سازمانی :

سازمانها برای بقاء خود در دنیای متلاطم و متغیر امروز به اندیشه های نو و نظرات جدید نیاز دارند. افزایش تهدیدها از یک سو و استفاده از فرصتها از سوی دیگر در محیط متشنج و غیرقابل پیش بینی، سازمانها را با جزر و مدهای شدید روبرو می­سازند و آنها را به سوی تغییرونوآوری به چالش می­کشاند.

نوآوری با واژه هایی مانند خلاقیت، اختراع و تغییر ارتباط مستقیم دارد اما با آنها هم معنی و مترادف نیست.
خلاقیت (creation) پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالیکه نوآوری(innovation) به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوآوری وابسته به خلاقیت است. اختراع(invention) به معنی ایده یا ساخت تکنولوژی جدید است و خلق محصول، خدمت یا فرآیندی جدید در هر سازمان را نوآوری می نامند. اختراع بیشتر حالت اتفاقی دارد در حالی که نوآوری یک فرایند است. اختراعات بندرت به وجود می آید ولی هر اختراع معمولاًٌ به چندین نوآوری منجر می­شود. تغییر سازمانی(organizational change) یعنی پذیرفتن یک عقیده یا نظر (ایده) یا رفتار جدید به وسیله یک سازمان، اما نوآوری سازمانی(organizational) (innovation) عبارت از پذیرفتن یک عقیده یا رفتاری که برای صنعت بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی  دارد. نوآوری سازمانی می تواند در بخش نیروی انسانی، مطالعات رفتاری و روانشناختی کارکنان و شناخت ارزشها و تواناییهای آنان یا در بخش فنی و تکنولوژی، تجهیزات، مدرنیزه و فنون جدید و یا در بخش ساختار که شامل مجموعه قواعد، روشها، هنجارها و ضوابط می باشد، روی دهد. پرداختن مدیران به نوآوری، چه به صورت مستقیم یعنی پیاده کردن ایده های نو در زمینه­های اداری، فنی و تخصصی توسط خود آنان و چه به صورت غیرمستقیم یعنی استقبال و حمایت از نوآوریها در سازمان، فضایی به وجود می آورد که در آن روحیه انجام کارهای یکنواخت و تکراری رفته رفته به رفتاری نوآورانه در سطح سازمان تبدیل می گردد.

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

نوآوری یک نظام مدیریتی است که بر رسالت سازمان تاکید دارد، به دنبال فرصتهای استثنایی است و تعیین می‌کند که آیا مناسب مسیر استراتژیک سازمان است یاخیر، معیارهای موفقیت را معلوم می‌کند و نیز به دنبال فرصتهای جدید است. دراکر براین باور است که نوآوری موفق مستلزم کارسخت متمرکز وهدفمنداست. نوآوری یک عامل اساسی درایجاد رقابت درسطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می‌شود ،موفقیت آینده را دربردارد و همانند موتوری است که به شرکتها اجازه می‌دهد دراقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردارشوند. پورتر و استرن (Porter & Stern) بیان کردند که شرکتهابایستی بتوانند جریانی ازمحصولات و فرایندهای جدید را ایجاد کرده، تا ازتکنولوژی بیشتری استفاده کنند و در عین حال در جهت ماندگاری و دوام خود گامی به پیش نهند. دراکر با تاکید فراوان اظهار داشته که هرسازمانی نیاز به یک توانایی و مهارت اساسی دارد و آن نوآوری است. نوآوری یک ماجرای چند‌وجهی است. ماراولاکیس (Maravelakis) نوآوریهای سازمانی را براساس محصول، فرایند و نوآوریهای اجرایی بررسی کرده است. پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمین? نوآوری، برنوآوری محصول درشرکتهای تولیدی تاکید دارند. ازدیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری دربازار اتفاق می‌افتد. ایجاد معیارهـای بازاریابی نوآورانه برای کمک به شرکتها در انتقال عقاید و محصولات خوب به سمت فروش و درآمد و عایدی مناسب‌، لازم و ضروری است. تغییر قوانین و مقررات مربوط به نوآوری استراتژیک، عامل کلیدی موفقیت بسیاری ازمدیران بازار بوده است. به علاوه ، شرکتها باید تلاش کنند تا فرهنگ مناسب، سـاختار، محرکها، سیستمها وفرایندهای منـاسبی را که منجر به تسهیل نوآوری می‌شـوند پدید آورند. گفتــنی است که نــوآوری الزامـا منجر به فروش بیشتر شرکت نمی‌شود. (Yeh-yun &Yi-chiy,2007:116)

متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف نیز تفکیک شده است. معمولا” محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کرده اند، اما حقیقتا” بسیاری از تحقیقات انجام گرفته درحوزه های مختلف مرتبط با نوآوری، تعاریف و طبقه بندی متفاوتی از نوآوری را ارائه داده اند. فرایند نوآوری به صورت نوآوری رادیکالی یا افزایشی، نوآوریهای تقلیدی یا کاملا”جدید، بهبودی یا انقلابی، تکنولوژیک یا سازمانی و بسیار انواع دیگر تعریف شده است. بطور کلی دو فاکتور مهم در تعیین نوع نوآوری وجود دارد:

  1. درجه جدید بودن نوآوری
  2. جدید بودن در محصول، خدمت، فرایند و یا غیر از این موارد. (احمدی ، نصیری واحد ، ماهنامه تدبیر، شماره  ۱۸۶)

ما اکنون در عصری قرار داریم که مهم ترین ویژگی آن عدم اطمینان ، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فراینده تکنولوژیکی است.موفقیت سازمانی تحت این شرایط تغییر در فعالیت های سازمانی و بویژه رهبری و اداره ی سازمانهای هزاره سوم را ضروری می­سازند (مهدوی زاده، ضرغامی، ۲۰۱۰). امروزه مهم ترین دغدغه اکثر سازمان ها، تدوین و پیاده سازی استراتژی­هایی است که موفقیت و بقای آن را در شرایط متحول و پیچیده ی محیطی، تعیین نماید (امینی، خباز، ۱۳۸۸). در سازمان های پژوهشی حفظ مزیت رقابتی منوط به نوآوری است (اعرابی، موسوی، ۱۳۸۸). بنابراین می توان گفت با توجه به اینکه اکثریات سازمان های هزاره سوم پژوهش  و با شتاب روزافزون تحولات و دگرگونی­ها در دنیای کنونی که عصر ارتباطات و اطلاعات است و بدیل بی ثباتی و تعییر پذیری و نیز غیر قابل پیش بینی بوده ، این تغییرات آنچه که سازمان های عصر حاضر به شدت به آن نیازمنند تا بتوانند در بازارهای پویا و پیچیده امروزی جایگاهی داشته باشند و برای خود کسب مزیت رقابتی نمایند به توان تولید محصولات و خدمات جدیدی منحصر به فرد و قابل رقابت در بازارهای امروزی است و این میسر نمی شود مگر با نوآوری و خلاقیت مدیران و نیز تاثیر مدیران بر پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان خود بکوشند ،پرواضح است استراتژی کسب و کار هر سازمان که جهت دهنده در این زمینه می باشد قشر مهمی در رسیدن سازمان به وضع مطلوب در بین رقبا دارد و چنانچه بیان شد خلاقیت و نوآوری نیز نقش اثرگذاری بر بهبود وضع سازمان و حقظ و بقاء بلند آن و ایجاد مزیات رقابتی برای سازمان دارد. بر این اساس چگونگی نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری و هماهنگ کردن آن با اهداف سازمانی جهت تدوین و به خصوص اجرای استراتژی های موثر در سازمان، مسئله ای حائز اهمیت است (مهدوی، ضرغامی، ۲۰۱۰) هرت فوکس معتقد است که «فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسئله ای را به طور مفید و بدیع حل کند، اریک فروم نیز معتقد است «خلاقیت و توانایی دیدن (آگه شدن) و پاسخ دادن است». به این ترتیب به نظر می رسد کایزر تعریف عمومی تری نسبت به خلاقیت بدین شرح ارائه کرده است، «خلاقیت عبارت است از بکارگیری توانیی های ذهنی، برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید» (رضائیان، ۱۳۸۶).

نوآوری نشان دهنده­ی موفقیت آمیز عقاید است که در تصمیم گیری سازمان یک موضوع جدید به شمار می رود تا محصولات را بهره ور سازد (Johnnessen,pamapour,1992,Lumpkin,olsen,2001). در نتیجه با در نظر گرفتن تمرکز ها بروی چیزهای نو و جدید، موجب سریع تر شدن عملکردها می­شود (Myers,Tueker,1989,elark,He nderson,chonday&tellis,1989). نوآوری اشاره به تغییرات اصلی در علم و تکنولوژی که نشای شده از کشف چیزهای جدید است به عبارت دیگر، نوآوری، پیشرفت­های اصلی در علم و تکنولوژی به شمار می روند (Garcia,colantohe,2002) ، در متون بازاریابی، نوآوری، نوآوری در بازاریابی به عنوان یک نوع از نوآوری سود به شمار می­رود (Grewak tansuhoj,2001) در متون تجاری آکادمیک ، نوآوری بازاریابی یک مسئله مهم به شمار می رود (Augusto,Coelho,2009).بحث بر روی اثر نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت همچنان ادامه دارد،که از یک سو بیان کننده اثر مثبت نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت است (آرمبراستر و همکاران، ۲۰۰۸؛ مول و بیرکینشاو، ۲۰۰۹) و اینکه یک منبع ضروری برای مزیت رقابتی سازمان محسوب می شود (هامل، ۲۰۰۹) و دیگر اینکه وجود آن یک اثر ضعیف بر روی عملکرد سازمانی می گذارد (کاپلی و نیومارک، ۲۰۰۱). در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده ترین های آنها بوسیله او ای سی دی (۲۰۰۵) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین ۴ نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است: نوآوری محصول، نوآوری فرایند، نوآوری بازاریابی، و نوآوری سازمانی. نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است.

محققان نوآوری به اهمیت نوآوری سازمانی برای عملکرد اشاره کرده اند، البته تا کنون مطالعات تجربی کافی برای شرح کامل این رابطه انجام نشده است (دامن پور و آراویند، چاپ ۲۸- ۲۹). اگرچه که ادبیات این مسئله تفاوتهایی را نشان می دهد، بیشتر مطالعات از اثر سودمند نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت حمایت می کنند. برای مثال، مازانتی و همکاران (۲۰۰۶) از یک تحلیل کمی برای تشریح همبستگی معنی دار و مثبت بین عملکرد شرکت و نوآوری سازمانی استفاده کردند، و نتیجه گرفتند که شرکتهایی که عملکرد بهتر دارند، به طور گسترده تری در تغییرات سازمانی مشارکت دارند. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که فعالیت­های بخصوصی از نوآوری سازمانی از قبیل سیستم­های مدیریت کیفیت (اوسترمن، ۱۹۹۴؛ پردورمو- اورتیز و همکاران، ۲۰۰۹؛ پراجوگو و سوهاۀ ۲۰۰۶) و روش های مدیریتی با عملکرد بالا (کارولی و ون رین، ۲۰۰۱؛ گرینان، ۲۰۰۳؛ اوسترمن، ۱۹۹۴)، اثر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند. مطالعات متعددی روی رابطه بین نوآوری تکنولوژیکی و عملکرد شرکت تمرکز کرده است (دامن پور و ایوان، ۱۹۸۴؛ دامن پور و همکاران، ۱۹۸۹؛ اورتگا، ۲۰۰۹). بیشتر مطالعات تجربی تحلیل کرده اند که چگونه عملکرد نوآوری تکنولوژیکی –نوآوری بعنوان برون داد- یا فعالیت­های تکنولوژیکی برای نوآوری- نوآوری بعنوان درون داد- بر عملکرد شرکت تاثیر می­گذارد (جیمنز جیمنز و سانز وال، ۲۰۱۱؛ مارتینز- سانچز، ولا- جیمنز، پیرز- پیرز، و د- لوییس- کارنیکر، ۲۰۰۹). یک گروه کوچکتر از مطالعات بر مبنای دیدگاه منبع محور روی تحلیل قابلیت نوآوری- نوآوری بعنوان قابلیت سازمانی- و اثرش روی عملکرد شرکت تمرکز کرده­اند (کالانتون و همکاران، ۲۰۰۲؛ گارسیا- مورالیس، ماتیاس- رچه، و هورتادو- تورس، ۲۰۰۸؛ اورتگا، ۲۰۰۹؛ سای، ۲۰۰۴؛ یانگ و همکاران، ۲۰۰۹). هدف نوآوری محصول پاسخ به تقاضای مشتری برای محصولات جدید یا تمایلات مدیران برای در دست گرفتن بازارهای جدید می باشد (دامن پور، ۲۰۱۰). نوآوری محصول، به طور طبیعی سازمان را برای متمایز کردن محصولاتش (پیتر، ۱۹۸۵) و تغییراتی که سازمان ترجیح می دهد با دنیای بیرون داشته باشد توانا می­کند (بسانت، لامینگ، نوک، و فیلیپ، ۲۰۰۵). بهمین شکل، از دیدگاه منبع محور، قابلیت نوآوری محصول می تواند بعنوان لزومی برای ایجاد مزیت رقابتی و حفظ پایداری آن (بارنی، رایت، و کچن، ۲۰۰۱؛ پراهالاد و هامل، ۱۹۹۰) به خاطر دشواری ذاتی تقلید از چنین محصولاتی بحساب بیاید (گونزالز- آلوارز و نیتو- آنتولین، ۲۰۰۵)، و بنابراین، یک اثر مثبت روی عملکرد شرکت داشته باشد. با وجود این، اثر قابلیت نوآوری فرایند روی عملکرد شرکت بوسیله دخالت ایجاد قابلیت نوآوری محصول انجام می­شود. نوآوری فرایند برای کاهش هزینه عملیاتی یا برای کاهش زمان انجام کار دنبال می شود (دامن پور، ۲۰۱۰)، که تغییراتی در روشی که سازمان محصولات را تولید می­کند و انتقال می دهد ایجاد می کند (بسانت و همکاران، ۲۰۰۵). بنابراین، نوآوری فرایند یک تمرکز داخلی برای ایجاد کارایی دارد (مارتینز- روس،۲۰۰۰)، که کار شرکت­ها را برای دنبال کردن استراتژی­های رهبری هزینه تسهیل می کند (پورتر، ۱۹۸۵). بنابراین، برای اثر گذاری بر عملکرد شرکت، این قابلیت ها باید توسعه قابلیت نوآوری محصول را حمایت کنند. به این روش، یک توسعه سازگار از قابلیت نوآوری محصول و فرایند بدست می آید، که منتج به بهبود در عملکرد شرکت می شود. مطالعات قبلی تشریح کرده بودند که اثر اضافی انواع نوآوری از عملکرد شرکت حمایت می کند (دامن پور و همکارانف ۲۰۰۹). از دیدگاه منبع محور، همبستگی های هم افزایی بین هر دو نوع قابلیت نوآوری وجود دارد که به شرکت اجازه می دهد که مزیت رقابتی را منجر به بهبود در عملکرد شرکت می شود بدست بیاورد. هامل و پراهالد (۱۹۸۹) در مورد نوآوری استراتژیک چنین می نویسد«توانا ساختن یک شرکت برای ایجاد فضای صنعتی جدید و تسهیل خلق بازارهای جدید».

مارکیدز نوآوری استراتژیک را به منزله یک روش کاملا متفاوت رقابت در یک صنعت می داند که از طریق شکستن قوانین بازی و اندیشیدن به روش ها پدیدار می­شود. یک عنصر اصلی که از نظر او عبارت است از “مفهوم سازی مجدد آنچه کسب و کار در مورد آن است و اینکه  کدام روش منجر به راه متفاوت بازی کردن مسابقه به طور صحیح در صنعت می شود(۲۰۰۰). کرسنکی و خیلکیز در مورد استفاده از خلاقیت و نوآوری برای شکستن قوانین به منظور کسب مزیت های رقابتی صحبت می کند.تاچمن (۱۹۹۷) تشریح می کند که توانایی اداره مردن جریان های از هم گسیخته به همان اندازه جریان های همگرا و نحوی نو آوری منجر به بازارهای جدید و بازنوبسی قوانین صنعت می گردد. هامل (۱۹۹۸) بیان می­دارد که نوآوری استراتژیک ظرفیتی برای تصور مجدد مدل موجود صنعت است. به روشی که ارزش های جدیدی را برای مشتریان ایجاد می کند و ثروت و دارایی جدید را برای همه ذینفعان از طریق اختراع یک محصول یا خدمت تعریف مجدد فضای بازار یا طراحی مجدد مرزهای صنعت تولید می کند. او همچنین این نکته را متذکر می شود که مزیت رقابتی  کلیدی از نوآوری در مل تجاری ناشی می شود. هدف نوآوری مدل تجاری این است که یک گوناگونی استراتژیکی بزرگتری را در بازار و محیط رقابتی ایجاد کند.

چرتیو و مارکیدز (۲۰۰۴) نوآو ری استراتژیکی را چنین تعریف می کنند “نوآوری در مدل تجاری که منجر به یک روش جدید بازی کردن مسابقه می شود و نوآوران استراتژیک به منزله شرکت های حمله کننده که مدل های تجاری متفاوت را به کار می گیرند می باشند.”

جهت گیری نوآوری استراتژیک به عنوان:

  • یک چارچوب از ابعاد به هم وابسته محتوا، مفهوم و فرآیند.
  • تسهیل کنند کاربرد خلاقیت و نوآروی برای مدیریت استراتژیک
  • به منظور متعدد ساختن تمایز استراتژیک و مزیت رقابتی
  • پایان نامه ها

  • از طریق تعریف مجدد مدل تجاری طراحی مجدد مرزهای بازار ایجاد بازارهای جدید و بهبود ارزش برای مشتریان و خود شرکت

فرآیند جهت گیری نوآوری استراتژیک

عناصر کلیدی نوآوری استراتژیک

  • نوآوری ارزشی: این بعد از نوآوری استراتژیک ارائه ارزش به مشتری ممتاز و به طور همزمان به مشتری نو می باشد. ارائه ارزش به مشتری ممتاز برای دستیابی به مزیت رقابتی قابل تحمل ضروری است. ادراک مشتریان از آنجه عرضه کنندگان مجبورند ارائه نمایند یک عنصر اصلی مفهوم ارزش مشتری است. نوآوری ارزشی به عنوان جزیی از نوآوری استراتژیکی است اما کل مفهوم آن را نمی پوشاند نوآوری ارزشی به عنوان جزیی از نوآوری استراتژیک است ک هبه طور ویژه ای تعریف می کند ارزشی را که نوآوران استراتژیک به مشتریان منتقل می کند را تعریف می کند.
  • ایجاد بازار جدید: نوآوری استراتژیک ایجاد بازار جدید است. نوآوری استراتژیک روی بخش هایی از بازار که مشابه رقبایشان است تمرکز نمی کند بلکه به دنبال جذب انواع جدیدی از مشتریان هستند به عبارت دیگر به چای پذیرفتن مرزهای تعریف شده بازار آنها بازار خودشان را خلق می کنند. بازار جدید درون صنعت موجود می تواند از طریق تعریف بخش هایی از نیاز مشتری که هنوز خدمت رسانی نشده ترکیبی جدید از بخش­های مشتری موجود با تعریف مجدد بازار بخش بندی آن می­شوند. این جز نوآوری استراتژیک به شرکت کمک می­کند تا از رقابت مستقیم جلوگیری نماید زیرا به طور متفاوت از رقبا بر مشتریان تمرکز می کند به این دلیل، نوآوران استراتژیک ممکن است به عنوان رقبای مستقیم توسط شرکت­های موجود در بخش­هایشان تشخیص داده نشوند. ترکیب نوآوری ارزشی با ایجاد بازار جدید سبب می شود نوآوری استراتژیک موانع صنعت موجود را تعریف کنند و موقعیت رقابتی منحصر به فردی را ایجاد نمایند.
  • نوآوری ورود به بازار: نوآوری ورود به بازار سبب می شود نوآوران استراتژیک از روش قبلی که آنها به مشتریان خدمت می کردند منحرف گردند. برای مثال ظهور اینترنت فرصت های زیادی را برای دستیابی به مشتریانی که روش های غیر سنتی را استفاده می کردند ایجاد کرد. بنابراین نوآوری ورود به بازار محدود به این نیست که از تکنولوژی های جدید برای دستیابی به بازارها استفاده شود بلکه می تواند شامل هر نوعی از رویکرد جدید بر بازاریابی محصولات یا خدمات یک شرکت که از اقدامات سایر رقبا متفاوت گردد باشد.

شکستن رقابت: عنصر نهایی نواوری استراتژیک مجبور است با این حقیقت رو به رو شود که نوآوران استراتژیک متعلق به گروه های استراتژیک موجود نیستند و بدین وسیله تعادل موجود بین رقبا را آشفته می سازند. چند نظریه پرداز متذکر شده­اند که یک صنعت یک مدل تجاری غالبی را خلق می­کند که دستورالعمل صنعت می­شود پاراهالدوبتی مفهوم «منطق غالب» را به عنوان نقشه ذهنی یا دیدگاه جهانی با تفهیم سازی تجارت و ابزارهای اداری مورد نیاز برای اجرای اهداف یا تصمیم گیری در آن صنعت تعریف می کند، گروه استراتژیک به عنوان گروهی از شرکت ها  درون یک صنعت که استراتژی های مشابهی را دنبال می کنند است، با این تعاریف یک نوآور استراتژیک موقعیتی بیرون گروه استراتژیک موجود می گیرد. شکستن رقابت میزانی که نوآوران استراتژیک از ساختار موجود در منفعتشان منحرف شده اند را اندازه یگری کند و ساختاری جدید براساس قوانین مسابقه اتخاذ می کند (سرعتی، ۲۰۰۸).

نوآوری سازمانی (OI[1]) مقدمه روش­های سازمانی برای مدیریت کسب و کار در محل کار و یا در رابطه بین یک شرکت و عوامل خارجی است (اوسی دی، ۲۰۰۵). نوآوری سازمانی در حال حاضر یکی از مهمترین منابع مزیت رقابتی برای سازمانهاست و این بخاطر ماهیت وابسته به زمینه[۲] آن است (هامل، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۰۹). با وجود این، نوآوری سازمانی زیاد درک نشده است (هامل، ۲۰۰۶: ۸۲).

موارد مفهومی و روش شناختی کمی هستند که در مورد کنترل نوآوری سازمانی صحبت می­کنند (آرمبراستر، بیکفالوی، کینکل، ولی، ۲۰۰۸: ۶۴۵). تعداد مطالعات بر روی توسعه نوآوری سازمانی (آرمبراستر و همکاران، ۲۰۰۸؛ بیرکینشاو، هامل، و مول، ۲۰۰۸؛ هامل، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۰۹) و عواملی که این توسعه را تقویت می­کنند (باتیستی و استونمن، ۲۰۱۰؛ بیرکینشاو و مول، ۲۰۰۶؛ مول و بیرکینشاو، ۲۰۰۹) در سالهای اخیر افزایش یافته است. با وجود این، مطالعات کمی روی نتایج نوآوری سازمانی انجام شده است (دامن پور و آراویند، ۲۰۱۱)، و همانها هم دیدگاه محدودی دارند (مول و بیرکینشاو، ۲۰۰۹: ۱۲۷۰). مطالعه حاضر در مورد این فرضیه از طریق آنالیز موارد زیر صحبت می­کند: (۱) اثر نوآوری سازمانی بر روی ایجاد محصول تکنولوژیکی وقابلیت­نوآوری در فرایند (IC)؛ (۲) اثر نوآوری سازمانی وقابلیت­نوآوری تکنولوژیکی روی عملکرد شرکت (FP[3]).

۱-۲ بیان مساله

در بازار رقابتی کنونی شرکت های تولیدی به دنبال حد اکثر کردن سودآوری خود هستند . برای شرکت ها این سود آوری از طریق افزایش عملکرد بوجود می­آید. اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم­گیری در سازمان هاست  همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به انداره­گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می­شده لذا آنها سعی داشتند تا عملکرد سازمان­های خود را به واسطه اندازه ها و سنجه های مختلف ارزیابی نمایند . ابعاد سنتی اندازه­ها که در تصمیم گیری مدیریتی برای اندازه گیری عملکرد سازمان به کار می روند ، ابعاد مالی این اندازه ها هستند که در واقع به گفته کاپلان در سال ۱۹۸۴ اندازه­های مالی که به واسطه سیستم­های حسابداری سنتی به وجود آمدند یک تصویر ناقص از عملیات و عملکرد سازمان را ارائه می­کنند. با توجه به اینکه شاخص­های مالی عمدتا جوابگوی ارزیابی عملکرد سازمان نبودند و همچنین قابلیت ارزیابی کل سازمان را نداشتندتعیین مدل مناسب برای سنجش میزان عملکرد سازمان به عنوان یکی از اصول اساسی در سازمان­ها جهت رشد و پیش رفت قلمداد می گردد.(ایران زاده ، برقی،۱۳۸۸)

همچنین گراهام و اندرسن در سال (۱۹۸۹) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه­سازی موسساتی استفاده می­کنند تا یک هدف خودمحور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می­کند، کاهش سود است وندراجون و همکارانش در یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می­دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می­باشد(varndarojon et al ,1993) در حالی که سایرین (مثل آکر وجاکوبسون  در سال  ۱۹۸۵، ون کاترمن و همکارانش با این مخالف هستند . برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.(venkatraman et al , 1986)) .

همچنین اهمیت موضوع درباره مطالعاتی است که اهداف مدیران را تعیین و مورد آزمایش قرار می­دهد . مطالعاتی که برای مدت طولانی انجام می­گیرند، دارای رویکردی هستند که یک رابطه منفی را بین سهام بازار و سود پیدا می­کنند. گراهام و اندرسن در سال (۱۹۸۹)، داده ها و اطلاعات را در باره ۲۴ موسسه و شرکت در صنعت در حال چرخش بودند را مورد مطالعه قرار داد، شرکت هایی که در طی  رشد دوره های مربوط به دوره سهام است ، رشد خود را از دست داده اند . یو و تشوگل در یافتند که یک سهام بازار در بدست آوردن سهام کمک نکرده­اند و ایجاد  ثبات در فروش موسسه نمی­کنند. Tschoegel, 1990), (Yu

شاخص مورد بحث عملکرد میزان سود آوری شرکت می باشد ، بنابر این در تحقیق پیش رو سعی داریم با استفاده از نوآوری که به طرق مختلف روی سازمان و شرکت ها اثر می­گذارد،عملکرد آن شرکت ها را افزایش دهیم.

سزار کامیسون و آنا ویلار لوپز[۴] در سال ۲۰۱۴ در تحقیقی که در کشور اسپانیا بر روی ۱۴۴ شرکت صنعتی مطرح کردند برای افزایش عملکرد می توان از نوآوری سازمانی استفاده کرد. از این رو بر اساس این مقاله سعی در یافتن میزان تاثر نوآوری سازمانی بر روی عملکرد شرکت های تولیدی استان داریم .

در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده­ترین­های آنها بوسیله       او ای سی دی[۵] (۲۰۰۵) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین ۴ نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است:

نوآوری محصول – نوآوری فرآیند – نوآوری بازاریابی – نوآوری سازمانی

نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است. این مقاله روی همه انواع شناخته شده آنها بوسیله او ای سی دی (۲۰۰۵) به جز نوآوری سازمانی تمرکز می کند .

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق :

پیچیدگی از مشخصات عصر حاضر است ، همگی ما در زندگی حرفه ای و شخصی خود با مسائل غامض و پیچیده ای روبرو می شویم که از آن گریزی نیست و باید برای حل آن ها چاره ای اندیشید. با توجه به تحولات جهانی و تغییرات سریعی که در ابعاد مختلف علم و فن آوری مشاهده می­شود و هم چنین تغییرات در ساختار های شرکت ها و سازمان ها در سطح دنیا که یک روز تحت عنوان ادغام و یک روزبعد تحت عنوان مهندسی مجدد سازمان ها و یا ساختار دهی مجدد مطرح می شود ، مشاهده می­شود که سازمان ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه ما تغییراتی را شاهدیم که نه تنها سریع تر از گذشته به وقوع می پیوندد بلکه ناپیوسته اند، چنین تغییراتی تداوم ندارند و از توالی منطقی پیروی نمی­کنند.در عصر عدم تغییرات، تقریبا قطعی است که آنچه در گذشته به خوبی کار می­کرد در آینده به هیچ وجه کارگر نخواهد بود . در دنیای متلاطم و مملو از تغییرات ، ما به سازمان­هایی نیاز داریم که به طور مستمر خودشان را از نو بسازند ، خودشان را از نو کشف کنند و به خودشان دوباره نیرو بخشند. این دلایل سازمان ها را ملزم می کند که باید بسیار آماده باشند تا بتوانند خود را با تغییرات محیطی هماهنگ سازند.

امروزه عملکرد سازمان ها یک امر حیاتی برای بقا و دوام آن ها در نظر گرفته می شود . هر سازمان اداری برای پاسخ گویی به یک سلسله نیازهای اجتماعی شکل می گیرد و در طول حیات خود تا مادامی که به نیازهای اجتماعی زمان خویش پاسخ دهد استمرار دارد و هرگاه  که شرایط اجتماعی دگرگون شود و یا و یا نیازهای اجتماعی تغییر ماهیت دهند سازمان یا از میان می رود و  یا اساسا تغییر ساختار می دهند و خود را منطبق با شرایط اجتماعی جدید می نمایند . بر این اساس ساختار اداری باید تابعی از فضا و شرایط اجتماعی باشد و بکوشد تا به سلسله نیازهای اجتماعی پاسخ گویند . مجموع این دلایل باعث می­شود آنچه که بر متغیر عملکرد سازمان تاثیر گذار  است برای سازمان اهمیت به سزایی داشته یاشد . از مهمترین عوامل موثر بر عملکرد سازمان های  امروزی توانایی آن سازمان ها در امر نواوری سازمانی و تکنولوژیکی است که موجب بهبود عملکرد می شود.

۱-۴ اهداف تحقیق :

  • تاثیر نوآوری سازمانی بر روی نوآوری تکنولوژیکی
  • تاثیر قابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت
  • تاثیر نوآوری سازمانی بر عملکرد شرکت

۱-۵ فرضیه های تحقیق :

H1) نوآوری سازمانی با قابلیت های تکنولوژیکی رابطه مثبت و معنی داری دارد.

H2) قابلیت های تکنولوژیکی ( نوآوری محصول و نوآوری در فرآیند)  با علکرد شرکت رابطه مثبت و معنی داری دارد.

H3) نوآوری سازمانی با علکرد شرکت رابطه مثبت و معنی داری دارد.

 

۱-۶ مدل مفهومی تحقیق :

 

۱-۷ تعریف نظری و عملیاتی تحقیق :

نوآوری یک نظام مدیریتی است که بر رسالت سازمان تاکید دارد، به دنبال فرصتهای استثنایی است و تعیین می‌کند که آیا مناسب مسیر استراتژیک سازمان است یاخیر، معیارهای موفقیت را معلوم می‌کند و نیز به دنبال فرصتهای جدید است. دراکر براین باور است که نوآوری موفق مستلزم کارسخت متمرکز وهدفمنداست. نوآوری یک عامل اساسی درایجاد رقابت درسطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می‌شود ،موفقیت آینده را دربردارد و همانند موتوری است که به شرکتها اجازه می‌دهد دراقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردارشوند . که از طریق پرسش های زیر به بررسی آن می پردازیم :

پایان نامه ها

  • از بانک های اطلاعاتی که در برگیرنده بهترین فعالیت های دیگران و دانش مرتبط باآن می باشد استفاده می کنم.
  • از سیستم های مدیریت کیفیت استفاده می کنیم.
  • با مشتریان شرکت مشارکت می کنم.
  • از روش هایی که منجر به شناسایی توانایی های کارکنان و پیشرفت شغل آنان می شود استفاده می کنم.

نوآوری تکنولوژیک بعنوان موتور محرکه رشد و توسعه صنعتی در قلب سیاستهای توسعه اقتصادی جهان امروز قرار دارد. از اینرو بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران توجه خود را به چگونگی پیدایش این نوآوری معطوف داشته اند. دامنه ی شاخه های مختلف علمی که به این مبحث پرداخته اند را می توان از رشته هایی چون جغرافیا ،روانشناسی ، جامعه شناسی و علوم سیاسی تا مدیریت صنعتی ، مهندسی صنایع و …ترسیم کرد . که از طریق پرسش های زیر به بررسی آن می پردازیم :

  • شرکت من توانایی لازم جهت یکپارچه سازی فعالیت های مدیریت تولید را دارا می باشد.
  • شرکت من توانایی مورد نیاز جهت جایگزین کردن محصولات قدیمی را دارا می باشد.
  • شرکت من توانایی مورد نیاز جهت بهبود طراحی محصول خود را دارا می باشد.
  • شرکت من توانایی لازم جهت پایین نگهداشتن ذخیره مواد و قطعات اولیه را دارا می باشد.
  • شرکت من توانایی لازم جهت یکپارچه سازی فعالیت های مدیریت تولید را دارا می باشد.

عملکرد سازمانی یکی از مهمترین سازه های مورد بحث در پژوهش­های مدیریتی است و بدون شک مهم ترین معیار سنجش موفقیت در سازمان ها به شمار می آید.ولی به طور کلی در خصوص اینکه متغیر­ها و شاخص های عملکرد سازمانی کدامند, هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب­نظران وجود ندارد.به طور کلی شاخص­های عملکرد سازمانی به دو دسته ذهنی و عینی قابل تقسیم است.شاخص­های عینی عملکرد سازمانی , شاخص­هایی است که به صورت کاملا واقعی و بر اساس داده های عینی اندازه گیری  می­شود. که از طریق پرسش های زیر به بررسی آن می پردازیم :

  • میانگین سودآوری اقتصادی در سال ۱۳۹۲(سود قبل از بهره و مالیات/ دارایی کل خالص) چقدر بوده است؟
  • میانگین سودآوری مال در سال ۱۳۹۲ (سود بعد از مالیات/ صندوق شخصی) چقدر بوده است؟
  • برگشت سرمایه کل در سال ۱۳۹۲ چقدر بوده است؟
  • برگشت سرمایه بکار گرفته شده در سال ۱۳۹۲ چقدر بوده است؟

۱-۸ قلمرو تحقیق :

قلمرو این تحقیق را می توان از لحاظ موضوعی بهره وری شرکت های تولید مواد غذایی ، از لحاظ مکانی کلیه شرکت ها در استان گیلان و از لحاظ زمانی مربوط به سال ۱۳۹۲ می باشد.

۱-۸-۱ – قلمرو موضوعی

قلمرئ موضوعی این تحقیق در حوزه مدیریت بازرگانی و عملکرد سازمانی می باشد.

۱-۸-۲ – قلمرو زمانی

سال ۱۳۹۲

۱-۸-۳ – قلمرو مکانی

قلمرو مکانی این تحقیق کلیه شرکت های مواد غذایی استان گیلان می باشد .

[۱] Organizational innovation

[۲]Context specific

[۳] Firm performance

[۴] Cesar camison , ana villar-lopez

[۵] OECD,2005

سرمایه عنصر حیاتی و مهمی است که هم در تأسیس و ایجاد فعالیت های اقتصادی و هم در بهره برداری از آنها نقش کلیدی دارد. اگر سرمایه در اختیار نباشد هیچگونه فعالیت اقتصادی را نمی توان پایه گذاری کرد. پس از پایه گذاری فعالیت های اقتصادی و آماده کردن آنها برای بهره برداری نیز اگر سرمایه لازم جهت به گردش درآوردن عملیات وجود نداشته باشد آن سرمایه گذاری های اولیه حاصل و نتیجه ای نخواهد داشت. با وجود نقش مهم سرمایه در اقتصاد، نکته اساسی کمیابی سرمایه است. نکته دیگر نگرانی مستمر تأمین کنندگان سرمایه (اعم از کسانی که وام می دهند و کسانی که مالکیت را می پذیرند) در مورد اصل سرمایه و عایدات حاصل از آن است. بنابراین اگر شرکتی بخواهد پاسخگوی شرایط کمیابی سرمایه و نیز پاسخگوی تأمین کنندگان سرمایه باشد. باید (مدیریت مناسبی بر سرمایه) اعمال کند. آن بخش از سرمایه که صرف سرمایه گذاری های تأسیسی می شود پس از تصمیمات اولیه و بنا نهادن تأسیسات و کارخانه ها احتمال برگشت شان بسیار کم است و یا هزینه های سنگینی را برای تغییر و تبدیل تصمیمات باید پذیرفت. لذا محتاج تدابیر و بررسی های دقیق و آینده نگری های هوشمندانه است. پس از فراهم شدن سرمایه گذاری های اساسی و اولیه، بخش دیگری از سرمایه برای پشتیبانی از عملیات شرکت باید استفاده شود(سرمایه در گردش). هرگونه بازدهی روی سرمایه های تأسیسی منوط به بهره برداری از تأسیسات ایجاد شده است و این نیز به نوبه خود مربوط به وجوه نقدینگی (سرمایه در گردش) کافی است. به همین دلایل اقداماتی که شرکت ها برای اداره این بخش از سرمایه انجام می دهند و تحت عنوان مدیریت سرمایه در گردش، شناخته می شود از جایگاه ویژه ای در مدیریت مالی بر خوردار است (طالبی، ۱۳۷۷).

پایان نامه ها

مسائل برنامه ریزی وکنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گرفت و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری در آمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش می کنند. هرگونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات قابل ملاحظه ای روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتاً ثروت سهامداران خواهد شد (یعقوب نژاد و همکاران ،۱۳۸۹).

هدف اصلی از مدیریت سرمایه در گردش، رسیدن به تعادل مطلوب میان اجزای کار مدیریت سرمایه در گردش است.

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

 

۱-۲ بیان مسأله

نقدینگی شریان حیات مالی شرکت است و مدیریت سرمایه در گردش  از ضرورت های بقای شرکت می باشد، در واقع مشکل نقدینگی به اندازه ای مهم است که چنانچه با ضعف مدیریت و برخورد منفعلانه با موضوع نقدینگی همراه شود حیات مالی شرکت یعنی مسأله بقا و و تداوم فعالیت آن را به طور جدی با مخاطره مواجه می کند (محمد زاده و نو فرستی ،۱۳۸۸).

از طرفی بانک ها و سایراعتباردهندگان  نیز برای اعطای تسهیلات به شرکتها، نسبت های نقدینگی آن ها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار می دهند. بنابراین وجود یک مدیریت قوی در زمینه سرمایه در گردش و کنترل میزان نقدینگی شرکت بسیار ضروری به نظر می رسد (نیکومرام و همکاران ،۱۳۸۵ :۱۲).

مدیریت سرمایه در گردش که مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، برای  حداکثر سازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از وظایف مدیران مالی، دارای اهمیت به سزایی می باشد.

به طور کلی، سرمایه در گردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت از قبیل وجه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حسابهای دریافتنی و موجودی های کالا اطلاق می شود و خالص سرمایه در گردش عبارت است از دارایی جاری منهای بدهی جاری( محمدی ، ۱۳۸۸).

میزان دارایی ها و بدهی های جاری باید به طور دائم کنترل شوند تا:

  1. اطمینان حاصل گردد که میزان اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش به سطوح مورد نظر و مطلوب رسیده اند.
  2. مشتریان بالقوه شرکت از دست نروند.
  3. قدرت نقدینگی شرکت حفظ گرددوشرکت ورشکست نشود(پی نوو، ۱۳۸۸،۲:۲۴).

مدیریت سرمایه در گردش از جمله مهم ترین مسایل ساختار مدیریتی است. اهمیت این موضوع به دلیل عوامل زیر بیشتر می شود:

  1. بیشتر شرکتهای ایرانی به دلیل موقعیت تورمی و کاهش قدرت خرید پول، ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این امر موجب می شود که شرکتها در سررسید بدهی ها دچار کمبود نقدینگی شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
  2. از طرفی کمبود سرمایه در گردش در اغلب شرکتهایی که با پریشانی مالی مواجه شده و در نهایت سرنوشت برخی از آنها به ورشکستگی کشیده می شود یکی از دلایل عمده اهمیت سرمایه در گردش است.
  3. سرمایه گذاران به دنبال سرمایه گذاری هایی هستند که بیشترین بازده سهام را داشته باشد و در این موارد سرمایه گذاران باید از وضعیت موجود مطمئن باشند و این اطمینان با مشاوره و برنامه ریزی حاصل می شود تا زوایای تاریک مسیر سرمایه گذاری روشن شود (حسن پور ،۱۳۸۸).

به دلیل نبود برنامه ریزی مناسب برای میزان سرمایه در گردش مورد نیاز ، بیشتر شرکتها دارای مازاد یا کسری سرمایه در گردش هستند. برای یک شرکت میزان بهینه ی سرمایه در گردشی که باید نگهداری کند تا به بیشترین سودآوری برسد، از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر سرمایه در گردش بیش از حد نیاز نگهداری شود؛ آنگاه شرکت بیش از حد در داراییهای جاری سرمایه گذاری کرده است و در نتیجه یک نوع هزینه فرصت از دست رفته به وجود می آید. همچنین اگر شرکت کمتر از مقدار مورد نیاز سرمایه در گردش نگهداری کند، ممکن است قادر به انجام تعهداتش نباشد مدیریت کارای نقدینگی شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی ها و بدهی های جاری به گونه ای است که خطر عدم توانایی برآوردن تعهدات کوتاه مدت را از بین برده و از سرمایه گذاری اضافی در این داراییها جلوگیری به عمل آورد(راماچاندران و جاناکیرامان ، ۲۰۰۹ ).

اسمیت معتقد است مدیریت سرمایه در گردش به خاطر تاثیری که بر روی ریسک و سودآوری شرکت و در نتیجه در ارزش شرکت دارد از اهمیت ویژه ای  برخوردار است. چرا که سرمایه گذاری در سرمایه در گردش مبادله بین سود آوری و ریسک را شامل می شود و تصمیماتی که به افزایش سودآوری گرایش دارد منجر به افزایش ریسک نیز می شود و بر عکس، تصمیماتی که بر روی کاهش ریسک متمرکز است به کاهش سود آوری بالقوه منجر می شود(فتحی و توکلی ،۱۳۸۸).

سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود در سرمایه گذاری را مشخص می کند. تعیین ارزش شرکت از جمله عوامل مهم در فرآیند سرمایه گذاری است.

سوالی که در این تحقیق قصد پاسخ دادن به آن را داریم عبارتست از اینکه آیا بین مدیریت سرمایه درگردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

اهمیت روز افزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکت های بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را به طور انحصاری صرف اداره سرمایه در گردش شرکت می کنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است:

مطالعات نشان می دهند که بیشتر وقت مدیریت مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت می شود،‌ عملیاتی که به سادگی در تحت عنوان، مدیریت سرمایه در گردش، میگنجد. از آنجا که آنقدر وقت صرف تصمیمات مربوط به سرمایه در گردش می شود، مطالعه کامل موضوع در طول دوره های مدیریت مالی صحیح به نظر می رسد.

شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند، مثلاً اگر برای تأمین مالی دارایی های جاری از مبالغ سنگین وام کوتاه مدت استفاده شده است، گرفتن وام های اضافی و تمدید وام هایی که به سررسید می رسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.

سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری، (با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیش بینی شده رخ می دهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از دارایی های جاری، به صورت مستمر (روزانه)، تصمیماتی گرفته شود.

معمولاً دارایی های جاری بیش از نیمی از کل دارایی های یک مؤسسه را تشکیل می دهند. از آنجا که این دارایی ها سرمایه گذاری عمده ای به حساب می آیند، و از آنجا که این سرمایه گذاری ها نسبتاً فرارند، دارایی های جاری ارزش توجه کامل مدیر مالی را دارد. میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده می شود باید مشخص شود. دارایی های جاری حدود ۷۵ درصد کل دارایی های شرکت و بدهی های جاری حدود ۶۰ درصد ساختار سرمایه هستند. این بدان معناست که به عنوان مثال اگر کل دارایی های یک شرکت ۵۰۰ میلیارد ریال باشد، مبلغ ۳۷۵ میلیارد آن ممکن است به صورت دارایی های جاری باشد و بدهی های جاری هم حدود ۳۰۰ میلیارد ریال خواهد شد.

مدیریت سرمایه در گردش به ویژه برای شرکت های کوچک پر اهمیت است. یک مؤسسه کوچک می تواند با اجاره کارخانه و تجهیزات میزان دارایی های ثابت خود را به حداقل برساند، اما راهی برای اجتناب از سرمایه گذاری در صندوق، حساب های دریافتنی و یا موجودی ها ندارد. بنابراین، دارایی های جاری برای مدیر مالی شرکت های کوچک از اهمیت بیشتری برخوردار است. بعلاوه، به علت عدم دسترسی مدیر مالی شرکت های کوچک به بازار های سرمایه و اعتبارات بلند مدت، شرکت باید به طور جدی بر اعتبارات تجاری و وام های کوتاه مدت بانکی تکیه کند. این هر دو بر خاص سرمایه در گردش اثر می کنند.

رابطه بین رشد فروش نیاز به تأمین مالی دارایی های جاری نزدیک و مستقیم است. افزایش فروش باعث ایجاد نیاز های مشابه سرمایه گذاری در موجودی های اضافی و احتمالاً مانده صندوق می گردد. کلیه این احتیاجات باید تأمین مالی شود و چون آنها سریع افزایش می یابند، مدیر مالی باید از تحولات بخش سرمایه در گردش مؤسسه خود را کاملاً آگاه نگهدارد.البته افزایش های مداوم فروش، دارایی های بلند مدت بیشتر نیز لازم دارد که باید تأمین شود.به هر حال سرمایه گذاری در دارایی های ثابت (در عین اهمیتش در مفهوم بلند مدت استراتژیک) معمولاً از همان درجه فوریت که سرمایه گذاری در دارایی های جاری دارا می باشند، برخوردار نیستند.

اگر مدیریت سرمایه درگردش صحیح نباشد، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.

مدیریت سرمایه در گردش نه تنها در پویایی رابطه بین مؤسسه با نهادهای خارجی مؤثر است بلکه بر ارکان و بخش های داخل مؤسسه نیز اثرات با اهمیتی از خود باقی می گذارد. اتخاذ تصمیم در مورد پرداخت وام کوتاه مدت یا بلند مدت به کارکنان یکی از این نوع اقدامات است. به نظر می رسد که یک مدیر مالی خوب آن نیست که تمام سرمایه و امکانات را فقط در ارتباط با خارج از مؤسسه خود بسنجد بلکه به این امر نیز واقف است که رفع نیاز پرسنلی نیازمند به وام های کوتاه مدت و بلند مدت، می تواند در میزان کارایی و بهره وری آنان مؤثر باشد. افزایش کارایی در حفظ تولید و در واحد های صف و ستاد حکایت از انسجام درونی مؤسسه اقتصادی داشته و آمادگی مؤسسه را برای مواجهه با مشکلات بیرونی به طور چشمگیری افزایش می دهد (پیشکاری، ۱۳۷۵).

اهمیت سرمایه در گردش را نیز می توان در نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش که بیانگر حدود تغییراتی که (بر اثر فروش) در حساب های جاری شرکت خود به خود رخ می دهد یافت. این نسبت در صنایع مختلف متفاوت است ولی اکثراً دارای عدد بالایی است که معمولاً این نسبت رقمی کمتر از ۳۰ است. این بدین معناست که برای فروش به ۳۰ ریال سرمایه در گردش نیاز است. از این جاست که اهمیت سرمایه در گردش مشخص می شود و شرکت ها مجبور می شوند آن را تأمین و مدیریت کنند. به طور کلی، اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت دیون و تعهدات خود ناتوان بماند(اردکانیان، ۱۳۸۸).

 

۱-۴ سوال تحقیق

سوال اساسی تحقیق به صورت زیر است:

  • آیا بین مدیریت سرمایه در گردش و معیارهای عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

۱-۵ فرضیه‌ های تحقیق

در این تحقیق فرضیه هایی به شرح زیر وجود دارد:

فرضیه اول: بین دوره وصول مطالبات و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دوم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه سوم: بین دوره پرداخت بدهی جاری و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه چهارم: بین چرخه عملیاتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه پنجم: بین چرخه نقدینگی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ششم: بین دوره وصول مطالبات و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هفتم: بین دوره نگهداری موجودی کالا و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه هشتم: بین دوره پرداخت حسابهای پرداختنی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه نهم: بین چرخه عملیاتی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه دهم: بین چرخه نقدینگی و سود ناخالص عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.

 

۱-۶ اهداف اساسی پژوهش

با توجه به جایگاه و اهمیت سرمایه در فرایندهای سازمانی، مدیریت آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. در این میان سرمایه در گردش به طور کلی در همه سازمان ها و به خصوص در سازمان های با اندازه های کوچکتر، بخش عظیمی از سرمایه سازمان را به خود اختصاص می دهد، و مدیریت آن بر اساس مکانیزم های مدیریت عناصر زنجیره تامین نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. با توجه به مطالب گفته شده در این تحقیق دو هدف اساسی مد نظر محقق می باشد که عبارتنداز:

  1. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و ارزش بازار شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  2. بررسی ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سود ناخالص عملیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

در سده های گذشته شرکت های تولیدی، صنعتی مقادیر زیادی کالا به صورت انبوه تولید نموده و سود کلانی از این بابت برده اند. این امر باعث شد مسائل برنامه ریزی و کنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گیرد و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری درآمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش نمایند (یعقوب نژاد، ۱۳۸۹). اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به‌صورت یک رشته تخصصى مدیریت مالى درآید. سطوح واقعى و مطلوب دارائى‌هاى جارى (با توجه به تغییراتى که در فروش واقعى و پیش‌بینى‌شده رخ مى‌دهد) دستخوش تغییرات دائمى است. این وضع باعث مى‌شود که درباره سطح مطلوب یا موردنظر از دارائى‌هاى جاری، به‌صورت مستمر (روزانه) تصمیماتى گرفته شود. شاید با توجه به تغییراتى که در میزان دارائى‌هاى جارى رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتى که قبلاً براى تأمین مالى گرفته‌اند تجدیدنظر نمایند. شیوه مدیریت سرمایه در گردش تاثیر مهمی بر گردش نقدی و عملکرد شرکت دارد. کوتاه کردن چرخه تبدیل نقدی موجب بهبود سود دهی شرکت  می شود زیرا طولانی شدن چرخه تبدیل نقدی مستلزم صرف مبالغ مالی پرهزینه  خارجی است. بنابراین با کاهش مدت زمان درگیری وجوه نقدی با سرمایه در گردش، شرکت می تواند عملکردی مطلوب تر داشته باشد. چرخه تبدیل  نقدی با کاهش مدت زمان تبدیل موجودی از طریق فرآوری و فروش سریع تر کالاها، یا با کاهش مدت زمان جمع آوری حساب های دریافتنی از طریق تسریع عملیات جمع آوری، یا با افزایش مدت زمان سررسید حساب های پرداختنی از طریق کند کردن روند پرداخت به فروشندگان، کوتاهتر خواهد شد.

از سوی دیگر، کوتاه کردن چرخه تبدیل نقدی می تواند به عملکرد شرکت آسیب رسانده و موجب کاهش سود دهی و گردش نقدی شود. هنگامی که اقدام به کاهش مدت زمان تبدیل موجودی می شود، شرکت باید نسبت به اجتناب از کمبود موجودی کاملاً هوشیار باشد زیرا این امر باعث جذب مشتریان از سوی رقبا خواهد شد؛ به هنگام کاهش مدت زمان جمع آوری حساب های دریافتنی باید دقت کند که مشتریان اعتباری خوب خود را از دست ندهد؛ و در صورت افزایش مدت زمان سررسید حساب های پرداختنی نیز مراقب شهرت و اعتبار خود باشد. چرخه تبدیل نقدی نیز شیوه مناسبی برای ارزیابی گردش نقدی شرکت است زیرا در این شیوه زمانی که صرف سرمایه در گردش می شود نیز مشخص می گردد؛ این شیوه در قیاس با روش های سنتی سنجش نقدینگی از جمله نرخ جاری و نرخ سریع که تنها بر ارقام ترازنامه اتکا دارند، بسیار قوی تر و پیچیده تر است. چرخه تبدیل نقدی، بعد زمانی نقدینگی را نیز در نظر می گیرد و توان کلی شرکت در نقدینگی را مورد ارزیابی قرار می دهد.

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه ها

۲-۲ تعاریف عملیاتی

دارایی جاری: یک‌ دارایی‌ زمانی‌ باید به عنوان‌ دارایی‌ جاری‌ طبقه‌بندی‌ شود که : الف‌- انتظار رود طی‌ چرخه‌ عملیاتی‌ معمول‌ واحد تجاری‌ یا ظرف‌ یکسال‌ از تاریخ‌ ترازنامه‌، هر کدام‌ طولانی‌تر است‌، مصرف‌ یا فروخته‌ شود، یا به‌ وجه‌ نقد یا دارایی‌ دیگری‌ که‌ نقد شدن‌ آن‌ قریب‌ به‌ یقین‌ است‌، تبدیل‌ شود، یا ب‌- وجه‌ نقد یا معادل‌ وجه‌ نقدی‌ باشد که‌ استفاده‌ از آن‌ محدود نشده‌ است‌.

بدهی جاری: یک‌ بدهی‌ زمانی‌ باید به عنوان‌ بدهی‌ جاری‌ طبقه‌بندی‌ شود که‌ انتظار رود طی‌ چرخه‌ عملیاتی‌ معمول‌ واحد تجاری‌ یا ظرف‌ یکسال‌ از تاریخ‌ ترازنامه‌، هر کدام‌ طولانی‌تر است‌، تسویه‌ شود.

مطالبات کوتاه مدت: مطالبات کوتاه مدت، ادعا نسبت به دریافت وجوه نقد است که انتظار می رود ظرف مدت یکسال یا یک چرخه عملیات_ هر کدام طولانی تر است_ برآورده شود.

حساب های پرداختنی: حساب های پرداختنی نقطه مقابل حساب های دریافتنی می باشند. حساب های پرداختنی زمانی ایجاد می شوند که شرکتی به صورت نسیه مبادرت به خرید کالا، ملزومات یا خدمات می نمایند.

موجودی‌ مواد و کالا‌: به‌ داراییهایی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌: الف- برای‌ فروش‌ در روال‌ عادی‌ عملیات‌ واحد تجاری‌ نگهداری‌ می‌شود، ب‌- به منظور ساخت‌ محصول‌ یا ارائـه‌ خدمات‌ در فرایند تولید قرار دارد، ج‌- به منظور ساخت‌ محصول‌ یا ارائـه‌ خدمات‌، خریداری‌ شده‌ و نگهداری‌ می‌شود، و د- ماهیت‌ مصرفی‌ دارد و به‌ طور غیرمستقیم‌ در جهت‌ فعالیت‌ واحد تجاری‌ مصرف‌ می‌شود.

بهای‌ تمام‌ شده‌: مبلغ‌ وجه‌ نقد یا معادل‌ نقد پرداختی‌ و یا ارزش‌ منصفانه‌ سایر مابه‌ازاهایی‌ که‌ جهت‌ تحصیل‌ یک‌ دارایی‌ در زمان‌ تحصیل‌ یا ساخت آن واگذار شده‌ است‌ و در صورت مصداق، مبلغی که براساس الزامات خاص سایر استانداردهای حسابداری (مانند مخارج تأمین مالی) به آن دارایی تخصیص یافته است.

 

 

۲-۳ سرمایه در گردش

توسعه فعالیتهای تجاری، توسعه کمی ‌وکیفی «مدیریت مالی» را در پی داشته و به طبع این مدیریت را پیچیده کرده است. تداوم فعالیتهای بنگاه های اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاه مدت آنها بستگی دارد؛ زیرا فعالیتهای عملیاتی در دوره عادی معمولاً سالانه، به سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن بستگی دارد، به‌گونه‌ای که نتایج مورد انتظار تحقق یابد و امکان تداوم فعالیت در درازمدت فراهم شود. بنابراین «سرمایه در گردش» از اقلام مهم داراییهای واحدها و بنگاههای اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمهای مالی، نقش برجسته‌ای دارد.

تعریف واژه سرمایه در گردش در متون حسابداری، داراییهای جاری منهای بدهی های جاری است و نشانگر میزان سرمایه‌گذاری شرکت در وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهای دریافتنی تجاری و موجودی مواد و کالا منهای بدهی های جاری است. برخی نویسندگان، سرمایه در گردش را به‌وسیله مجموع دارایی ها و بدهی های جاری معنی می‌کنند و اختلاف آنها را به‌عنوان سرمایه در گردش خالص بیان می‌کنند. به‌عبارت دیگر، سرمایه در گردش خالص، معرف آن بخش از دارایی های جاری است که بر بدهی های جاری فزونی دارد و از طریق وام گیری درازمدت و حقوق صاحبان سرمایه، پشتیبانی شده است (شباهنگ، ۱۳۸۷).

 

۲-۳-۱ مدیریت سرمایه در گردش

«مدیریت سرمایه در گردش» عبارت است از ترکیب بهینه اقلام سرمایه در گردش، یعنی داراییها و بدهیهای جاری؛ به‌گونه‌ای که ثروت سهامداران را حداکثر سازد (رهنمای رود پشتی، ۱۳۸۹). مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی و با در نظر گرفتن ریسک و بازده باید راهبردهای مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب کنند؛ به‌گونه‌ای که منجر به افزایش بازده، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و در نهایت تداوم فعالیتهای واحد انتفاعی گردد. «سرمایه در گردش» یکی ازمنابع تامین مالی به‌ویژه برای شرکتهای کوچک‌ومتوسط و در حال رشد است. مدیران مالی واحدهای کسب‌وکار، روزانه با تصمیمهای مربوط به «مدیریت سرمایه در گردش» روبه‌رو می‌شوند. برای نمونه، نگهداری حجم بالایی از موجودیها باعث کاهش در هزینه‌های وقفه احتمالی در چرخه تولید یا زیانهای تجاری ناشی از کمبود محصولات، کاهش هزینه‌های عرضه و حفاظت در مقابل نوسانهای قیمتها می‌شود و از طرف دیگر، به فروش شرکت از جهات مختلف اعتبار تجاری مناسب می‌بخشد. با اینکه سرمایه‌گذاری زیاد شرکتها در موجودیها و کسب اعتبار تجاری باعث کاهش ریسک می‌شود، اما در مقابل سوداوری را نیز کاهش می‌دهد(Lazaridis & Tryfonidis, 2006). از نگرانی های مدیریت، میزان سرمایه‌گذاری در داراییهای جاری و مدیریت سرمایه در گردش است؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف سهم بازار و اعتبار تجاری کسب‌شده بین مشتریان و عرضه‌کنندگان خود را حفظ کند و از طرف دیگر، سوداوری خود را افزایش دهد. لذا مدیریت این داراییها و بدهیهای کوتاهمدت به این دلیل نیازمند توجه خاص است که مدیریت سرمایه در گردش، نقش مهمی در سوداوری و نقدینگی شرکتها و همچنین ریسک و بازده آن بازی می‌کند.

هدف نهایی هر شرکت، «ایجاد ارزش برای ذینفعان» است و «سودآوری» از مولفه‌های اصلی این هدف است. همچنین، «حفظ نقدینگی» نیز از هدفهای مهم واحدهای تجاری است؛ اما مسئله این است که افزایش در سود شرکت در حالت کلی منجر به افزایش در نقدینگی نمی‌شود و این دو هدف راهبردی همیشه همسو و در یک جهت نیستند. اگر افزایش سود منوط به مصرف نقدینگی باشد، در این صورت ممکن است مشکلات جدی به بار آورد. بنابراین باید بین این دو هدف راهبردی تمایز قائل شد و یک هدف نباید فدای هدف دیگر شود. از یک طرف، اگر ما به سود توجه نکنیم، نمی‌توانیم برای دوره درازمدت فعالیت کنیم و از طرف دیگر، اگر به نقدینگی توجه نکنیم ممکن است با مشکلات مرتبط با ناتوانی در پرداخت دیون و ورشکستگی روبه‌رو شویم.

۲-۳-۲ مدیریت نقدینگی

«مدیریت نقدینگی»، معیار مهمی در تعیین «سیاستهای سرمایه در گردش» است و توانایی شرکت در ایجاد وجه نقد مورد نیاز را بیان می‌کند. نسبتهای جاری و آنی و نسبتهای نقدینگی، شاخصهای مفید و سنتی نقدینگی هستند؛ اما ناکافی و تنها مبتنی بر ارقام ترازنامه‌اند و نمی‌توانند جزئیات را به‌خوبی فراهم کنند و اطلاعات صحیحی درباره کارایی مدیریت سرمایه در گردش بدهند. روابط ریاضی مورد استفاده برای محاسبه این شاخصها، وجه نقد و داراییهای عملیاتی را در بر می‌گیرند؛ اما در نظر گرفتن داراییهای عملیاتی نظیر حسابهای دریافتنی و موجودی مواد و کالا با وجه نقد و شبه نقد از نظر مبانی اساسی مدیریت وجه نقد، غیرمنطقی است. با توجه به محدودیتهای نسبتهای سنتی نقدینگی، در تحقیقات به‌عمل آمده پیشنهاد شده است که از مقیاس نقدینگی مستمر برای مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود. مقیاس نقدینگی مستمر به جریانهای نقدی ورودی و خروجی ایجادشده در شرکت اشاره دارد که ناشی از تحصیل مواد خام،تولید،فروش، پرداختها و فرایند گرداوری مطالبات است. همان‌گونه که مقیاس نقدینگی مستمر تابعی از چرخه تبدیل وجه نقد می‌باشد، صحیح‌تر است که به‌جای نسبتهای سنتی، از مقیاس چرخه تبدیل وجه نقد برای ارزیابی اثربخشی مدیریت سرمایه در گردش استفاده شود (Samiloglu & Demirgunes, 2008).

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

۲-۳-۲-۱ چرخه نقدینگی

مدیریت نقدینگی در واقع منعکس‌کننده مدیریت داراییها و بدهیهای کوتاهمدت است و نقش حیاتی در موفقیت مدیریت بنگاه اقتصادی بازی می‌کند. اگر شرکت نتواند نقدینگی خود را به‌نحو مطلوب مدیریت کند ممکن است داراییهای جاری شرکت نتواند پاسخگوی بدهیهای جاری آن باشد. در نتیجه شرکت مجبور به پیدا کردن منابع خارجی برای پرداخت بدهیهای کوتاهمدت خود در زمان سررسید می‌شود. جوز (Jose,1996) درباره اهمیت «مدیریت نقدینگی» اعتقاد دارد که ” شرکتهای دارای سابقه درازمدت درخشانی که ترازنامه‌های صحیح و پاکی دارند، اگر مدیریت نقدینگی خوبی نداشته باشند قادر به پرداخت دیون خود نخواهند بود”. روش مناسب برای ارزیابی نقدینگی شرکتها،«چرخه نقدینگی» است که مدت زمان بین پرداخت به‌منظور خرید موجودیهای کالا یا مواد اولیه تا جمع‌آوری مطالبات ناشی از فروش به مشتریان را محاسبه می‌کند. چرخه نقدینگی مقیاسی پویا برای «مدیریت وجه نقد در گردش» است که به‌طور همزمان با استفاده از ارقام ترازنامه و صورت سودوزیان، مقیاسی مبتنی بر زمان می‌سازد (Padachi, 2006).

اگرچه تجزیه‌وتحلیل چرخه نقدینگی به تنهایی می‌تواند مفید باشد، اما شاخص صنعت به‌منظور ارزیابی عملکرد این چرخه و پیش‌بینی فرصتها به‌منظور بهبود آن، برای شرکتها بسیار تعیین‌کننده است. نظر به اینکه مدت زمان این چرخه برای صنایع مختلف متفاوت است، بنابراین مقایسه شرکتهایی که در یک صنعت فعالیت می‌کنند، روش صحیحی به‌شمار می‌آید.

پایان نامه ها

 

سرمایه گذاری در امور مختلف توسط شرکت ها، همواره به عنوان یکی از راههای مهم توسعه شرکت ها و جلوگیری از رکود و عقب ماندگی، مورد توجه بوده است. سرمایه‌گذاری عبارت است از تبدیل وجوه مالی به یک یا چند نوع دارایی که برای مدتی در زمان آتی نگهداری خواهد شد. بنابراین سرمایه‌گذاری مستلزم مطالعه فرصتهای سرمایه‌گذاری است. فرصتهای سرمایه‌گذاری مستلزم مدیریت ثروت سرمایه‌گذاران است، این ثروت شامل مجموع درآمد فعلی و ارزش فعلی درآمدهای آتی است .

در این پژوهش منظور از « سرمایه‌گذاری»، سرمایه‌گذاری در داراییهای مالی و به خصوص اوراق بهادار قابل معامله است. داراییهای مالی به صورت اوراقی است که توسط دولتها و شرکتها منتشر می‌شود. اوراق بهادار قابل معامله، داراییهای مالی هستند که به آسانی و با حداقل هزینه در بازارهای انسجام یافته قابل خرید و فروش می‌باشند. می‌توان گفت که سرمایه‌گذاری شامل داراییهای مالی و داراییهای قابل معامله و غیر قابل معامله است.

سرمایه‌گذاری برای کسب پول صورت می‌گیرد، یا به این خاطر سرمایه‌گذاری می‌کنیم که رفاه و آسایش فعلی و آتی خود را بهبود ببخشیم. دراین پژوهش فرض می‌کنیم که افراد انتظار دارند از سرمایه‌گذاری خود، فقط به صورت منافع پولی منتفع شوند. افراد سعی می‌کنند از طریق صرفه جویی در مصرف امروز خود و پس انداز آن، بتوانند مصرف آتی خود را بهبود ببخشند. سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند ثروت و دارایی خود را به نحو مؤثری مدیریت کنند و بتوانند با محافظت از عواملی همچون تورم، مالیات و سایر عوامل، بیشترین بازده را کسب نمایند. به خاطر این دلایل است که مردم پس انداز می‌کنند (تهرانی و نوربخش ، ۱۳۸۲).

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه ها

 

۲-۴-۲ فرصت های سرمایه‌گذاری (IOS)

همه مردم به نوعی دارای ثروتی هستند که ناشی از ارائه خدمات در بازار کارا است. اغلب مردم در بیشتر مواقع تصمیم‌گیریهایی را در خصوص سرمایه‌گذاری در زندگی خود انجام می‌دهند. برای مثال برخی از کارگران راجع به اینکه آیا وجوه مربوط به بازنشستگی خود را در سهام سرمایه‌گذاری کنند یا در اوراق قرضه، تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند. برخی دیگر از افراد به دنبال حداکثر کردن پس انداز خود از طریق سرمایه‌گذاری در گزینه های دیگر هستند.

فرصتهای سرمایه‌گذاری در واقع توانائی بالقوه سرمایه‌گذاریهای شرکت را نشان می‌دهد، بدین معنی که هر چقدر توانائی ‌انجام سرمایه‌گذاری‌ شرکت در آینده بیشتر باشد شرکت دارای فرصتهای سرمایه‌گذاری بیشتری است. آینده‌نگری ‌گروههای‌ استفاده‌کننده از صورتهای مالی همواره حسابداران را به جستجوی روشهای برتر برای تفسیر اطلاعات مالی هدایت کرده است، مدیران نتایج عملیات آتی یک واحد تجاری و توان جذب سرمایه را با اهمیت می‌دانند و رضایت سهامداران نیز در گرو سود مورد انتظار آنهاست که در این میان یکی از روشهای برتر تفسیر اطلاعات بررسی فرصتهای سرمایه‌گذاری است (فردیناند,۱۹۹۹).

مطالعه دقیق فرصتهای سرمایه‌گذاری و اصول مدیریت پرتفلیو می‌تواند باعث مدیریت بهتر و افزایش ثروت سرمایه‌گذار شود. به علاوه انتظار می‌رود افراد با مطالعه اصول سرمایه‌گذاری تا آنجایی که ممکن است از اشتباهات جلوگیری کرده و آگاهانه تصمیم‌گیری نمایند. فرصتهای سرمایه‌گذاری در واقع توانایی بالقوه سرمایه‌گذاری های شرکت را نشان می‌دهد. بدین معنی که هر چقدر توانایی انجام سرمایه‌گذاری شرکت در آینده بیشتر باشد شرکت دارای فرصتهای سرمایه‌گذاری بیشتری است.

فرصتهای سرمایه‌گذاری باعث ایجاد حرفه و مشاغلی نیز می‌شود. کسانی که می خواهند در این زمینه به صورت حرفه ای مشغول شوند باید به مطالعه و پژوهش در رابطه با فرصتهای سرمایه‌گذاری بپردازند. کسانی که در رشته سرمایه‌گذاری، دارای مهارت هستند می‌توانند نسبت به افراد عادی از سود بیشتری برخوردار باشند، بعنوان مثال کسانی که در تجزیه تحلیل صورتهای مالی شرکتها تبحر دارند، در خرید و فروش سهام و کسب سود از کسانیکه فاقد این مهارت می‌باشند، موفقتر می باشند.

مدیرانی که در خصوص پرتفلیو و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار مشغول هستند دارای فرصتهای شغلی زیادی می‌باشند. بسیاری از مؤسسات مالی از قبیل شرکتهای کارگزاری و بانکهای سرمایه‌گذاری اعم از بانکها و شرکتهای بیمه به خدمات تجزیه و تحلیلگران سرمایه‌گذاری نیازمند می‌باشند. شرکتهای کارگزاری با استفاده از تجزیه و تحلیلگران، به ارائه خدمات به مشتریان از طریق ارائه گزارشگری تحقیقی می پردازند. بانکهای سرمایه‌گذاری سعی می‌کنند از طریق تجزیه و تحلیلگران سرمایه‌گذاری، به فروش اوراق بهادار جدید و ارزشیابی شرکتها برای کسب مشتریان جدید بپردازند .

همه این مؤسسات مالی که درباره آنها در بالا بحث شد برای مدیریت پرتفلیوی اوراق بهادار خود نیازمند مدیران پرتفلیو می‌باشند. مدیران پرتفلیو مسئول اخذ تصمیمات مناسب در خصوص پرتفلیو و خرید و فروش اوراق بهادار هستند. آنها باید به سؤالاتی از قبیل چه چیزی باید بفروشند و چه موقع خرید و فروش نمایند پاسخ دهند. عملکرد این مدیران از روی وضعیت پرتفلیوی شرکت برآورده می‌شود و میزان موفقیت این مدیران را می‌توان از روی وضعیت پرتفلیوی آن شرکت فهمید (تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۲).

 

۲-۴-۳ ماهیت فرصتهای سرمایه‌گذاری

ماهیت فرصتهای سرمایه‌گذاری پاسخ به این پرسش است که چرا سرمایه‌گذاری می‌کنیم ؟ در یک عبارت ساده  می‌توان گفت که سرمایه‌گذاران می خواهند از پول خود، سودی را کسب نمایند. وجه نقد دارای یک هزینه فرصت از دست رفته است. در صورتی که اگر وجه نقد را نگهداری کنید فرصت کسب سود را طریق آن وجه نقد از دست خواهید داد. به علاوه، در یک فضای تورمی، قدرت خرید پول کاهش می یابد، به عبارت دیگر وقتی نرخ تورم بالا باشد قدرت خرید به سرعت کاهش می یابد.

سرمایه‌گذاران دوست دارند بازده آنها تا جایی که امکان داشته باشد زیاد باشد ولی باید توجه داشت که میزان بازده تحت تأثیر ریسک قرار دارد. سال  ۱۹۸۲ میلادی در ایالات متحده، سال خوبی برای بازار سهام بود. به طوری که بازده کلی اوراق مربوط به سهام عادی از ۲۰% بالا رفت. با وجود این در همین سال برخی از صندوقهایی که به صورت حرفه ای اداره می‌شدند با زیان روبرو شدند.

همانطور که از این مثال بر می آید، اوراق بهادار قابل معامله در زمان ریسک، بازده های متفاوتی دارند، بنابراین فرصتهای سرمایه گذای همیشه باید بر اساس ریسک و بازده صورت گیرد و این دو عامل هیچ وقت منفک از هم نیستند(همان منبع).

 

۲-۴-۴ شناسایی فرصتهای سرمایه‌گذاری

فرصتهای سرمایه‌گذاری خود به خود اتفاق نمی‌افتند. بلکه آنها را بایستی شناسایی نمود و یا اینکه آنها را بوجود آورد. انواع مختلف فرصتهای سرمایه‌گذاری ممکن است از سطوح مختلف بخشهای شرکت سرچشمه بگیرد. برخی از فرصتهای سرمایه‌گذاری ممکن است توسط مدیریت عالی سازمان یا اعضای هیئت مدیره ارائه شود. مشارکت مدیریت عالی در ارائه فرصتهای سرمایه‌گذاری معمولاً به اقدامات استراتژیک نظیر بسط و گسترش فعالیت شرکت از طریق سیاستهای مالی و ورود به بازارهای جدید محدود می‌شود. نظر به اینکه فرصتهای سرمایه‌گذاری موجب تخصیص منابع مالی شرکت به منظور تحصیل درآمد یا کاهش هزینه‌ها می‌شوند لذا ممکن است سیاستهای مالی منظم و اصولی برای فرصتهای سرمایه‌گذاری از سوی شرکت به اجرا گذاشته شود (اسماعیل پور،۱۳۸۱).

[۱] Investment

[۲] Financial assets

[۳] Portfolio

یکی از جدیدترین روشهای تحلیل ‌اطلاعات اندازه‌گیری فرصتهای سرمایه‌گذاری می‌باشد. فرصتهای سرمایه‌گذاری بوسیله نسبتی از ارزش شرکت معرفی شده، که این نسبت نیز بوسیله داراییها محاسبه می‌شود. در تحقیقات متعدد جهت اندازه‌گیری فرصتهای سرمایه‌گذاری از سه نسبت استفاده شده است. عددی که به عنوان فاکتور مشترک از این سه نسبت بدست می‌آید به مثابه نماینده‌ای برای فرصتهای سرمایه‌گذاری می‌باشد و هرچقدر ارزش بازار منابع نسبت به ارزش دفتریشان بیشتر باشد فرصتهای سرمایه‌گذاری بالاتر است، که تحلیل‌گران مالی با تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکت وضعیت آن را مورد بررسی قرار می‌دهند  (فردیناند,۱۹۹۹).

 

۲-۴-۶ عوامل خارجی تأثیرگذار بر فرصتهای سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاران آگاه بایستی از این واقعیت مطلع باشند که تصمیم‌گیری مربوط به سرمایه‌گذاری می‌تواند خسته کننده و درگیرساز باشد. با این حال، بدون توجه به فعالیتهای افراد، عوامل مشخصی در محیط سرمایه‌گذاری بر تمامی سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گذارد. سرمایه‌گذاران باید این عوامل را در تمامی طول فرآیند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری مد نظر قرار دهند .

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

۲-۴-۶-۱ عدم اطمینان

اولین عاملی که تمامی سرمایه‌گذاران باید مدنظر قرار دهند عدم اطمینان است. سرمایه‌گذاران با این امید داراییهای مالی را می خرند که انتظار دارند در طول چند دوره بعدی، بازده کسب کنند. این بازده را می‌توان پیش بینی کرد، اگر چه ممکن است بازده پیش بینی شده محقق نشود. واقعیت این است که بازده یک سهام و ریسک آن را میتوان پیش بینی کرد ولی آنچه که در واقعیت رخ می‌دهد ممکن است با میزان بازده پیش بینی شده متفاوت باشد .

فرصتهای سرمایه‌گذاری آمیخته ای است از علم و هنر. برای نیل به موفقیت در امر سرمایه‌گذاری باید تصور کنیم که چه چیزی امکان دارد رخ دهد. ما در خصوص وقایع گذشته آگاهی داریم ولی نمی‌توان گفت که گذشته دوباره تکرار خواهد شد.

اگرچه آینده با عدم اطمینان همراه است ولی این عدم اطمینان قابل مدیریت است و با استفاده از فهم اساسی سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران می‌توانند هوشیاری لازم جهت مدیریت عدم اطمینان را کسب کنند. بعلاوه، سرمایه‌گذاران می‌توانند با کمک تکنیکها و ابزارهایی که وجود دارد تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. اگر چه استفاده از این تکنیکهای جدید، پیچیده به نظر می‌رسد با این حال می‌توانند بینش جدیدی را در خصوص فرآیند تصمیم‌گیری ارائه کنند .

 

۲-۴-۶-۲  عرصه سرمایه‌گذاری جهانی

امروزه سرمایه‌گذاران بیش از هر زمان دیگری باید در خصوص سرمایه‌گذاری نسبت به مفهوم جهانی آن توجه کنند. اگر چه در سالهای قبل توجه چندان زیادی به سرمایه‌گذاری خارجی نمی‌شد ولی امروز با تشکیل بازارهای جهانی و ایجاد فرصتهای سرمایه‌گذاری، سرمایه گذاران خودشان را محدود به بازارهای داخلی نمی‌کنند. چرا  که شما می‌توانید از طریق سرمایه‌گذاری خارجی، بازده خود را افزایش و یا ریسک خود را کاهش دهید. باید خود را محدود به فرصتهای داخلی یک کشور نکنید.

بازارهای خارجی به سرعت پیشرفت می‌کنند برای مثال، بازار ژاپنی ها یکی از سه بازار سهام بزرگ در جهان است که با توجه به قیمت سهام و حجم معاملات دارای درجات مختلفی است. بازار اروپای غربی از وسعت زیادی برخوردار بوده و راه حلهای مختلفی را به سرمایه‌گذاران ارائه می‌کنند. بازارهای آسیایی مانند بازارهای سنگاپور، کره، مالزی و تایلند نیز به سرعت شکل گرفته اند. در این میان کشورهای آمریکای جنوبی نیز از توان بالایی برخوردار شده اند به طوری که در سال ۱۹۹۰ برخی از سهام های بازار سهام مکزیک به صورت معمولی در میان سرمایه‌گذاران آمریکایی مورد معامله قرار می‌گرفت.

سرمایه‌گذاران به سه دلیل به سرمایه‌گذاری خارجی روی می آورند: اول برای اینکه درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری بالا است. دوم اینکه، نرخ بازده اوراق بهادار خارجی بیشتر از بازارهای داخلی است. بنابراین سرمایه‌گذاران از طریق سرمایه‌گذاری خارجی می‌توانند به نرخ بازده بیشتری دست پیدا کنند. سوم اینکه، سرمایه‌گذاران از طریق سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار کشورهای خارجی باعث تنوع سهام خود و کاهش ریسک سرمایه‌گذاری خود می‌شوند. برای مثال وقتی بازار سهام داخلی ضعیف عمل می‌کند سرمایه‌گذاران می‌توانند از طریق تشکیل پرتفیلو در بازار سهام خارجی شرکت کنند و عملکرد ضعیف بازار سهام داخلی را جبران نمایند (تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۲).

 

۲-۴-۶-۳ راهبرد تشکیل پرتفوی سرمایه‌گذاری

به منظور تشکیل پرتفوی و انتخاب سهام یا داراییهای تشکیل دهنده سبد سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذار با تصمیم‌گیری در دو مرحله به قرار زیر روبرو است :

پایان نامه ها

  1. تشخیص و انتخاب نوع داراییهای مورد نظر برای سرمایه‌گذاری ( سهام، اوراق قرضه، زمین و مستغلات و…).
  2. انتخاب فرصتهای سرمایه‌گذاری مختلف از میان انواع داراییهای انتخاب شده و میزان تخصیص منابع .

شاید مهمترین تصمیم هر سرمایه‌گذاری در تشکیل پرتفوی، انتخاب نوع دارایی و ترکیب پرتفوی است. به بیان دیگر چه مقدار از وجوه پرتفوی صرف اوراق قرضه، سهام، داراییهای بازار پول و غیره می‌گردد ؟

مشخصاً میزان وزنی که به هر یک از داراییهای مورد نظر در پرتفوی داده می‌شود، از صفر تا  ۱۰۰ درصد متغیر است. اصولاً بررسیهای مربوط به تشخیص داراییها، سرمایه‌گذار را ملزم به پاسخگویی در مقابل سؤالات زیر می‌نماید :

الف) چه درصدی از وجوه پرتفوی به هر یک از کشورهایی که بازارهای مالی آنها در دسترس سرمایه‌گذار قرار دارد، تخصیص داده شود؟ ( سرمایه‌گذاری فرامرزی )

ب) پس از انتخاب کشور و حوزه جغرافیایی سرمایه‌گذاری، چه درصدی از وجوه پرتفوی به سهام اوراق قرضه، بروات و سایر داراییها تخصیص داده شود ؟

ج) در چارچوب داراییهای منتخب و وزن هر یک در پرتفوی، چه درصد از وجوه صرف انواع مختلف اوراق قرضه، سهام قابل معامله در بورس، سهام شرکتهای خارج از بورس و غیره می‌گردد ؟

بسیاری از ناظران آگاه بازار سرمایه بر این واقعیت موافقت دارند که تصمیم مربوط به تشخیص نوع دارایی مهمترین تصمیم هر سرمایه‌گذار است. بر اساس برخی از مطالعات انجام شده در پرتفوی صندوقهای بازنشستگی، تصمیم و انتخاب نوع دارایی بیش از ۹۰%  واریانس میزان بازدهی مورد نظر فصلی را موجب می‌گردد (جمشیدی، ۱۳۸۲).

[۱] Uncertainty